حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

رخوت بعد از کار زیاد

هفته‌ی گذشته هیچ پستی نگذاشتم. استاد راهنمای فرانسوی من این جا بود و کارهایی که در این دو سال نکرده بودم را، در این یک هفته از من کشید. شاهد این که یک شب تا صبح نخوابیدم و کار کردم تا چیزی را برای استادم آماده کنم تا او صبح که از خواب بیدار می‌شود آن را ببیند. کاش همیشه یک نفر مرا هل بدهد. چرا که در این صورت پیشرفت کاری بسیار ساده می‌شود. اکنون که یک هفته کار شدید انجام داده‌ام، احساس خستگی و رخوت می‌کنم و انگیزه‌ی چندانی برای انجام کارها باقی مانده ندارم.
من برای شروع کار یک استارت اولیه می‌خواهم. اگر کسی این استارت را بزند، آن وقت همه چیز تسریع خواهد شد. در ایران که بودم، در بین همکاران و دوستان، افراد زیادی را مانند خود یافتم. همکار عزیزی که در دوره‌ی فایننس علوم پایه‌ی زنجان فرایند درس می‌داد، استعداد زیادی داشت، اما او هم لنگ همان استارت اولیه بود. جالب این که نقطه‌ی مشترک همه‌ی ما این است که منتظر هستیم تا عاملی خارجی این استارت را بزند. برای همین من همیشه این سوال را از خود می‌پرسم که آ«یا راهی برای خود انگیزشی وجود دارد؟»
به نظر من راه‌های خودانگیزشی را باید در اهداف بلند مدت قابل دسترس جستجو کرد و البته صبر و تحمل بر نگرفتن نتیجه‌ی عاجل.
من یک نمونه را می‌شناسم که با توجه به کمبود امکانات و مخصوصا کمبود شرایط انگیزشی در ایران،  توانسته در ایران سال‌ها به تحقیقات علمی بپردازد. آقای پروفسور سلطانی استاد دانشگاه شیراز و کویت، سال‌ها با دست خالی زحمت کشیده و دانشجویان خوبی تربیت کرده و اکنون صاحب یک حلقه‌ی علمی است که برخی از آن‌ها ادامه دهنده‌ی آن راه هستند.
به هر حال این بحث من یک بحث درونی است و مشکلات انگیزشی در کار تحقیقات علمی ایران بیرونی هستند و در اثر سیاست‌گذاری غلط ایجاد شده‌اند. من احساس نمی‌کنم که تک چهره‌ها بتوانند چندان کار مثبتی برای کلی سیستم انجام دهند. اما می‌توانند کاری کنند تا محیط آکادمیک اطراف خودشان، مطلوب‌تر شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر