حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

تفالی به دیوان حافظ

تفالی زدم به دیوان حافظ با نیت برگشت به ایران و زنجان (من هنوز به دوره‌ی ریاضی مالی علوم پایه‌ی زنجان احساس وفاداری می کنم). حافظ این شعر را تقدیم کرد:

ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک                حق نگه دار که من می‌روم الله معک
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس             ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن          کس عیار زر خالص نشناسد چو محک
گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم         وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک
بگشا پسته خندان و شکرریزی کن                 خلق را از دهن خویش مینداز به شک
چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد                 من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون بر حافظ خویشش نگذاری باری              ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک

پ.ن.: این شعر حافظ نشان می دهد که در آن زمان حافظ ۱ به صورت YAK تلفظ می شده است.

۲ نظر:

  1. من می‌گم همون طور که حافظ هم گفته بی خیال برگشتن شو. به علاوه این که تو این شعر «یک» یه جور خاصی خونده می‌شه دلیل نمی‌شه که تلفظش اون وقت اون طور بوده. این آقایون هر وقت قافیه به تنگ می‌اومده هر کار دلشون می‌خواسته می‌کردن، گول نخور. همون جا بمون تا ما هم بیایم.

    پاسخحذف
  2. عباس عزیز، خرده نمی گیرم بر تو برادر که تو همیشه نیمه ی خالی لیوان رو نگاه می کنی.

    پاسخحذف