حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

بوی باران، بوی غربت

 بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
این جا که باران می‌آید، معمولا بوی خاک بلند نمی‌شود. امشب بعد از مدت‌ها بارانی آمد و اتفاقا بوی خاکی بلند شد. یاد باران‌های ایران و تمنای خاک به خیر. این بوی خاک با آواز شب، سکوت، کویر استاد شجریان چه غربتی در دل ایجاد می کند. گویا هزار سال است که از وطن خود دور بوده ام.
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
درشبای تیره چون زلف یار
بحر لیلی چون مجنون ببار ای بارون
این جا مردمان از آسمان آبی و آفتاب سوزان لذت می برند و در وطن مردمان از باران. غربت آدم بیشتر می شود وقتی می بیند مثل این ها نیست.
لب تو داغی نهاد بر دل ویران من
زلف تو در هم شکست توبه و پیمان من
چقدر حرف های عاشقانه ی قدیمی ها عمیق و پرمغز بودند.

۲ نظر:

  1. سلام
    من باید بگم از این وبلاگت یه سود عظیمی به من رسید
    البته معنوی بود
    اونم این که امروز داشتم امتحان نهایی می دادم زبان فارسی
    کلی کلمه بود گفته بود کدوما غلطند
    یکیش بود موجب غربت و ...
    من شک داشتم این با غ نوشته میشه یا ق
    یهو اسم وبلاگت به ذهنم اومد
    یادم افتاد از غربت و دوری حرف می زنی فهمیدم اگه با غ باشه میشه دوری و منظور سوال قربت بود که باعث شد من اون سوال رو درست بنویسم
    بای

    پاسخحذف
  2. سلام
    بنده مهدی هستم
    دانشجوی ریاضی محض دانشگاه گیلان
    علاقه ی زیادی دارم ارشدم رو در ریاضیات مالی بخونم
    میخواستم اگر ممکنه بهم کمک کنید
    با حرفهایی که در تایپیک ماه می زدید یک کم چشمم رو باز کردید
    اگر هم وطنت رو قابل میدونی راهنماییم کن...
    mahdi14ashegh@yahoo.com
    این شعر هم از خودمه، تقدیم به شما:
    الهی کور باشم تا نبینم خاک خود ویران
    و یا خونم بر اندازد نظام این ریاکاران بی ایمان

    پاسخحذف