حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ تیر ۵, شنبه

نقایص ریسک زدایی بازار محور

در این پست، استراتژی را مبتنی بر تشکیل سبدی از اختیارات خرید و فروش برای مقابله با ریسک بازار معرفی کردیم. این استراتژی ریسک زدایی را بازاری نامیدیم زیرا ابزار آن؛ اختیارات؛ در بازار قابل معامله هستند. یعنی برای تشکیل سبد می توان به بازار مراجعه کرد و اختیارهای استانداردی را که تحت نظارت بازار هستند، تهیه کرد. مثلا تولیدکننده مثال زده شده در پست قبلی، می تواند اختیارات خرید کالاهای اولیه‌ی خود را از بازار اختیارات تهیه کند. به علاوه، هرگاه که لازم است استراتژی ریسک زدایی تغییر کند، می توان قراردادها اختیار معامله را مجددا در بازار فروخت یا خرید. با وجود این که استراتژی های بازاری بسیار انعطاف پذیرتر از نسخه‌ها غیربازاری خود هستند، اما هنوز اشکالاتی دارند. این پست برخی از این نقایص را مطرح می کند.
۱- هر چه قدر هم که بازار بزرگ باشد و اختیارات معامله‌ی فراوانی را در خود جای داده باشد، باز هم کالاهای فراوانی را می توان یافت که دارایی ضمیمه‌ی هیچ اختیار معامله‌ای نیستند. مثلا، در بازار نفت تمام انواع نفت خام بر حسب محل استخراج و سبک یا سنگین بودن، مازوت، و بنزین معمولی دارای اختیار معامله هستند. اما بنزین هواپیما اختیار معامله‌ای در بازار ندارد [۱].
۲- اختیارات استاندارد موجود در بازار به ازای زمان‌های انقضای خاصی و قیمت‌های اعمال خاصی طراحی شده اند. ممکن است بنگاه مثال ما نیاز به یک اختیار معامله در تاریخی ما بین این تواریخ انقضا و یا قیمت اعمالی غیر از قیمت‌های اعمال موجود، داشته باشد.
این دو اشکال عمده بجز موارد خاص وجود دارد و باید آن ها را چاره جویی کرد. بنابر همین دو اشکال، ریسک هیچ گاه به طور کامل زدوده نمی شود و حتی با تشکیل سبدی از اختیارات معامله، باز هم  مقداری ریسک ناشی از این دو مورد، باقی می ماند. به این ریسک باقی مانده ریسک پایه (basis risk) می گوییم.
مدیر واحد ریسک می تواند قید استراتژی بازاری را بزند و به دنبال قراردادهای دو طرفه معمولی برود و یا می تواند استراتژی بازاری را حفظ کند و در عین حال سعی کند که ریسک پایه را به حداقل برساند. 
با انتخاب راه اول، گرچه ریسک پایه محو می‌شود، اما برای یافتن طرف دیگر قرارداد (اختیار معامله)، مدیر مالی کار سختی خواهد داشت. از طرف دیگر ریسک اعتباری ناشی از ناتوانی طرف قرارداد در ایفای تعهد نیز رخ می نماید. به علاوه، عدم نقدشوندگی این نوع قراردادها، انعطاف پذیری استراتژی را بسیار کم می کند.
حال آن که راه دوم را می توان با به کار گیری تکنیک های آماری عملی کرد. به بیان دیگر سعی بر این است که با ساختن ترکیبی از اختیارات موجود در بازار، سبدی حاصل آید که کمترین ریسک ممکن را داشته باشد. به عنوان مثال می توان به جای اختیار خریدی با انقضای سه ماه بعد، اختیار خریدی که تاریخ انقضای آن سه ماه و پنج روز است جایگزین کرد. یا وقتی اختیاری روی دارایی پایه در بازار وجود ندارد، اختیاری را در سبد می گذاریم که تغییرات قیمت آن بیشترین شباهت را به تغییرات قیمت دارایی اول دارد. یا زمانی که قیمت اعمال اختیار خرید مناسب ما در بازار نیست. اختیار خریدی با قیمت اعمال کمتر از آن را انتخاب می کنیم. گاهی هم زمان انقضای مورد نظر ما آن قدر دور است که هیچ اختیاری در بازار با زمان انقضای نزدیک به آن زمان وجود ندارد. مثلا دوست داریم اختیار خرید برای یک سال آینده داشته باشیم. اما آخرین زمان اختیار خرید شش ماه است. در این جا ابتدا اختیار خرید برای شش ماه آینده می خریم. سپس با فروش آن در شش ماه آینده یک اختیار خرید برای شش ماه باقی مانده در سبد می گذاریم.
تکنیک هایی که به آن ها اشاره شد، تنها بخشی از تکنیک های موجود هستند. برای آشنایی با جزئیات بیشتر به [۱] مراجعه کنید.
در پست بعدی راجع به انواع دیگر ابزار مشتقه‌ی مالی؛ آتی ها و سلف؛ صحبت خواهیم کرد.


[1] John Hull, Options, Futures, and Other Derivatives, 7th Edition, 2008.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر