حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ تیر ۲۴, پنجشنبه

شغل جدید!

سلام،
بعد از غیبت طولانی بالاخره در یک اتاق کار در دانشگاه لوریر استقرار پیدا کردم. اولین برخورد من با دانشگاه لوریر کمی ناامید کننده بود؛ کسی منتظر من نبود. پیدا کردن اتاق کار برای من خیلی برای مسوولین مهم نبود. اصلا کسی به کار کسی کار نداشت. کارمندان دانشگاه با پدیده‌ی پسادکتری آشنا نبودند. مثلا وقتی برای گرفتن کارت ورود و خروج به اداره‌ی مربوطه مراجعه کردم، بعد از این که توضیح دادم که من پست داک هستم، کارمند مربوطه جواب داد که اگر در هیچ درسی ثبت نام نکنی نمی توانیم برایت کارت صادر کنیم. اصولا تحصیلات تکمیلی در دانشگاه لوریر تا حدی نو پا است. از نظر شبکه ی کامپیوتری هم همه چیز ماکروسافت است. البته به اندازه‌ی دانشگاه های ایران اوضاع بدی ندارد ولی دیگر همه می دانند که شبکه ی ماکروسافتی چه اشکالاتی دارد.
از این ها که بگذریم، در همین گیر و واگیر استقرار در مکان جدید، یک شغل جدید به من پیشنهاد شد. این شغل این قدر جذاب است که شغل سال آینده در میشیگان را نیز تحت شعاع قرار داد. دیگر مطمئن نیستم که سال دیگر در میشیگان خواهم بود. این شغل قیمت گذاری قراردادهای عجیب و غریب (Exotic) روی نرخ بهره است. هر روز یک گروه متشکل از شش کوانت و چهار معامله‌گر کنار هم مدل می سازیم و برنامه می نویسیم و در آخر روز با داده ها تطبیق می دهیم. شاید این کار یکی از سخت ترین کارهای فایننس برای ریاضی دانان باشد. برای همین گرفتن آن هم سخت است.
پیشنهاد کار از یک بانک معروف در لندن؛ قلب فایننس اروپا و قطب دوم فایننس جهان بعد از نیویورک؛ این قدر وسوسه برانگیز است که حتی میشیگان را هم ممکن است رها کنم. حالا من ماندم و چند مصاحبه‌ی سخت؛ یکی تست هوش، دیگری تست برنامه نویسی آن هم به زبان C++، آخری هم که از همه ساده تر است حسابان تصادفی و نظریه‌ی احتمال.
حالا نشسته‌ام در کتابها و اینترنت معما پیدا می کنم. چند کتاب زبان ++C هم دوستان برایم فرستادند. باید بشینم آن ها را هم بخوانم. شاید هم درست نشود. آن وقت برای میشیگان رفتن  باید منتظر ویزای آمریکا باشم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر