حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

اهمیت نهادهای فقهی در مالیه ی اسلامی

 فایننس علم تخصیص بهینه ی سرمایه در زمان و مکان است (تعریف مرتون در سخنرانی جایزه ی نوبل اقتصاد). برای تامین سرمایه ی پروژه های اقتصادی، باید چاره ای اندیشید. اگر در کشوری قوانین اسلامی باید رعایت شود، نمی توان فرایند تامین مالی را خواباند چرا که بخش هایی از آن مانند اوراق قرضه ی با سود ثابت، شرعی نیستند.
من نه فقه اسلامی می دانم، نه قصد دارم یاد بگیرم. تنها تخصصی در بحث اوراق مشتقه ی مالی دارم. اما در سال های اخیر مطالب بسیاری از هم وطنان در مورد فایننس اسلامی دیده ام و برخی از آن ها را مطالعه کردم. تقریبا تمام آن ها اساتید دانشگاه ها هستند و هیچ کسی از مراکز فقهی در بین آن ها نیست. افراد دانشگاهی مجبورند مسائل فقهی را از اهل آن بیاموزند و با علم فایننس موجود بیامیزند تا بتوانند تحلیلی از شرعی بودن ابزار مالی ارائه دهند.
روند معکوس نیز ممکن است. افرادی از مراکز فقهی شروع به آموختن فایننس کنند و سپس در مورد مواردی که در فایننس با شرع سازگار نیست، راه کار ارائه دهند. جای این دومی بسیار خالی است. شاید اگر اساتید حوزه از علم فایننس سر در بیاورند، بهتر بتوانند مسائل شرعی حول و حوش آن را تحلیل کنند و گاهی هم به مصلحت زمان و مکان برخی را نادیده بگیرند!
یک نکته را هم روشن کنم که این پست به این معنی نیست که من به تمام ایرادات شرعی که به فایننس می گیرند، اعتقاد دارم و فکر می کنم که فایننس در ایران باید اسلامی شود. بلکه معتقدم سیستمی که با اعتقادات مردم یک سرزمین منافات داشته باشد، نمی تواند سرمایه را به شکلی بهینه تخصیص دهد. بنابراین حتی من نوعی ِ متزلزل در اعتقادات، اگر بخواهم برای مردم یک کشور مسلمان کار کنم، بایستی به فایننس اسلامی بیندیشم تا کالای من خریدار داشته باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر