حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

تورق!

اصطلاح لاتین securitization یا securitisation را به «تورق» برگردانده ام. معتقدم عبارت طولانی تبدیل به اوراق بهادار کردن، اصلا زیبنده ی این نیست که برگردان این اصطلاح پر کاربرد باشد.
تورق یعنی شما چیزی را که ممکن است دارایی فیزیکی باشد، یا ممکن است یک حق یا اختیار و یا قرض، به صورت ورقه در می آورید که خود این ورق صاحب ارزشی برابر همان چیز اولیه است. مثلا فرض کنید که دوستی به شما پولی می دهد و از شما بابت آن رسید می گیرد. روی رسید نوشته اید که هر کس این رسید را پیش من بیاورد، این پول را به او می دهم. در این صورت، آن رسید ارزش پولی که نزد شماست را داراست. در فایننس این مفهوم کمی وسیع تر است. معمولا نشر و صدور اوراق بهادار (securities) توسط نهادی معتبر انجام می گیرد. در مثال قبلی ممکن است کسی رسید پول را از دوست شما به عوض پول نقد قبول نکند، چرا که شما را نمی شناسد. اما اگر نهادی که دارای اعتبار عمومی است این رسید را منتشر کند، آن گاه به راحتی می توان آن را به دیگری انتقال داد. 
اسکناس در گذشته یک ورق بهادار بود. پیش از برتونز وود (Bretons wood)، پول بر مبنای پشتوانه ی طلا عرضه می شد. اسکناس گواهی بود که با مراجعه به بانک می توانستند به جای آن طلا بگیرند. البته هیچ کس چنین کاری نمی کرد. اکنون اسکناس ورق بهاداری است که ارزش آن به چیزی وابسته نیست. اسکناس خود ورقی برای تسهیل مبادلات و واحدی برای اندازه گیری سایر دارایی ها است.

بهترین مثال برای اوراق بهادار، سهام ( shares یا commun stock یا stock) است. سهام، سند مالکیت بخشی از یک بنگاه اقتصادی است که دارنده ی آن می تواند به راحتی آن را به دیگری یا در مواردی به خود بنگاه بفروشد. این سند مالکیت دقیقا مشخص نمی کند که دارنده چه بخشی از بنگاه را دارد. بلکه او سهمی از کل دارایی های بنگاه دارد. دارنده ی سهام نمی تواند به جای سهام خود یک کاشی از دیوار دفتر بنگاه بکند. اما می تواند با فروش سهام این مالکیت را به شخص دیگر انتقال دهد و سهام را به پول نقد تبدیل کند. اوراق سهام از نوع حق مالکیت یا حق مالی (equity) هستند. دارندگان سهام از سود بنگاه نصیب می برند. گاهی این سود خود را در قیمت سهام نشان می دهد. اما برای آن دسته سرمایه گذارانی که به این سود به چشم درآمد نگاه می کنند، سود سهام دوره ای (dividend) در نظر گرفته  شده است که در فواصل منظم و برحسب سود بنگاه بین سهام داران (shareholders) تقسیم می شود.

اوراق قرضه اواراق بهادار دیگری هستند که سند قرض دادن پول می باشند. دارنده ی ورق قرضه پولی را به جایی قرض داده است و به جای آن ورق قرضه را دریافت کرده است. تاریخ انقضای ورق قرضه زمانی است که باید این قرض به علاوه ی سود از پیش تعیین شده آن کاملا تصفیه شود. این تصفیه می تواند در طول زمان اعتبار ورق قرضه به فواصل زمانی مساوی انجام شود.  مثلا ورق قرضه ای که به دارنده ی آن هر شش ماه هزار ریال می دهد و پس از گذشت دو سال یازده هزار ریال دیگر را در انتهای دو سال پرداخت می کند. به عبارت دیگر، شاید با اغماض بتوان گفت، پرداخت های شش ماهه همان سود هستند. در انتهای دو سال، هزار ریال از آن یازده هزار ریال سود شش ماه آخر اعتبار ورق است و ده هزار ریال باقی مانده اصل پول قرض داده شده است. به پرداخت های میانی کوپن (coupon) می گویند. اوراق قرضه را اوراق بدهی (debt) می نامند.

دسته ی سوم اوراق بهادار، اوراق مشتقه (derivatives) هستند. اوراق مشتقه مالی اوراقی هستند که ارزش شان به ارزش چیز دیگری مانند دارایی فیزیکی، کالا، یا اوراق بهادار و یا هر کمیت دیگربستگی دارد و پیمان نامه هایی هستند که روی آن چیز دیگر بسته می شوند. به عبارت دیگر یک قرارداد پیش معامله ی مسکن، قراردادی است که طرفین آن متعهد می شوند خانه ای را در آینده به قیمت معینی معامله کنند. ارزش این قرارداد به ارزش مسکن بستگی دارد. اگر قیمت ذکر شده در قرارداد پیش معامله کمتر از قیمت بازاری مسکن باشد، این قرارداد برای طرف خریدار ارزشمند است و اگر بیشتر باشد، برای طرف فروشنده.
واقعیت این است که با این تعاریف نمی شود هر ورق بهاداری را با صراحت عضو یکی از این دسته ها دانست. مثلا سهام ممتاز سهامی است که بنگاه تعهد می کند که هر زمان که سهام دار اراده کرد، با قیمت معینی از او بازخرید کند. در این صورت این نوع سهام علاوه بر این که نوعی حق مالکیت است، بدهی نیز به آن چسب شده است. 

اوراق مشتقه ی آب و هوا نیز که نوعی پوشش بیمه برای محصولات کشاورزی هستند. این اوراق بر حسب میزان بارندگی یا دمای هوا در مدت معینی مبلغی را به دارنده ی خود می پردازند. اگر این نوع اوراق بیمه ای را نیز اوراق مشتقه بدانیم، آن گاه اوارق قرضه نیز نوعی اوراق مشتقه روی نرخ بهره خواهد بود.
بنابراین، سه دسته بندی اوراق بهادار به مالکیت، بدهی و مشتقه، دسته بندی دقیقی نیست و نمی توان هر ورقی را فقط در یک دسته جا داد.
تورق یکی از راه هایی است که بنگاه های اقتصادی می توانند ریسک های خود را مدیریت کنند و سرمایه مورد نیاز را برای توسعه ی خود فراهم آورند. مثلا بنگاهی که اوراق قرضه عرضه می کند، در صورت درماندگی مالی (default) نخواهد توانست قرض خود را پس دهد. بنابراین یک شرکت بیمه می تواند دارندگان اوراق قرضه را در برابر حادثه ی درماندگی بنگاه بیمه کند. بنابراین شرکت بیمه می تواند نوعی قرارداد بیمه عرضه کند که ریسک درماندگی مالی بنگاه را از دارندگان ورق قرضه به خود منتقل کند و سپس با تکنیک های مدیریتی بیمه، آن را خنثی کند (شرکت های بیمه قدرت این کار را دارند). یا مثلا بنگاهی که سهام عرضه می کند، بخش یا تمام دارایی خود را به تعداد زیادی سهام دار انتقال می دهد و ریسک را بین آن ها تقسیم می کند و از خود دفع می نماید. در عین حال این بنگاه مقداری از سرمایه ی مازاد اشخاص حقیقی و حقوقی را جذب فعالیت اقتصادی خود می کند. در عین حال تورق زیر نظر سازمانی مستقل (سازمان بورس اوراق بهادار) از بنگاه های اقتصادی قرار می گیرد و این سازمان قوانینی تنظیم می کند تا بتوان به بهترین نحو از سرمایه گذاران حمایت کرد و تا حد امکان جلوی فعالیت های مخرب (moral hazard) را گرفت. مثلا سازمان بورس با بررسی دقیق صورت های مالی بنگاه ها می تواند روی تعداد و قیمت سهام آماده ی عرضه در بازار نظارت کند.
ویژگی دیگر تورق افزایش نقدشوندگی در بازار است. هر سرمایه گذار تمایل دارد در زمان نیاز سرمایه ی خود را از فعالیت اقتصادی خارج کند. بورس نقطه ی تلاقی فروشندگان اوراق و خریداران آن است و نقدشوندگی اوراق را افزایش می دهد. به علاوه بنگاه هایی که فعالیت اقتصادی سوددهی ندارند، سرمایه گذاران خود را از دست می دهند و سرمایه گذاران به سمت بنگاه های مالی سودده تر متمایل می شوند.
این متن کوتاه راجع به تورق گرچه مملو از بدیهیات بود، اما به نظرم رسید برای سازمان دهی ذهن خودم مفید بود. امیدوارم که خوانندگان از خواندن آن بهره ببرند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر