حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

آربیتراژ آماری

در این پست، آربیتراژ نظری را معرفی کردیم و توضیح دادیم که چگونه با نظریه ی عدم آربیتراژ، ابراز مشتقه ی مالی و برخی ابزار مالی دیگر را می توان قیمت گذاری کرد. این وسط اولین سوالی که پرسیده می شود این است که آیا آربیتراژ وجود دارد یا نه! در همان پست مثال هایی از آربیتراژ زدیم. در مثال اول گفتیم:
«شخصی از بانکی در یک کشور وامی با بهره ی ۴٪ می گیرد و در همان بانک حساب یک ساله با بهره ی ۱۴٪ باز می کند. در انتهای سال، سود قطعی بدون احتمال ضرر کسب کرده است.»
این مثال به وضوح یک آربیتراژ است، البته با اندکی اغماض! اعماض در مورد احتمال اندک ورشکستگی بانک یا احتمال اندک تغییر نرخ بهره توسط دولت. به علاوه، فرصت استفاده از این آربیتراژ بسیار کم است و به نوعی افراد برای کسب این موقعیت با یکدیگر رقابت می کنند و چه بسا در این رقابت هزینه هایی هم بپردازند و با این وجود هم فرصت استفاده از آن را از دست بدهند. 
در مثال بعدی، این سوال را مطرح کردیم:
 آیا خرید بلیط بخت آزمایی یا شرکت در قرعه کشی پودر رخت شوئی با فرستادن بارکد روی جعبه ی پودر آربیتراژ هستند؟
خیر،  زیرا شما برای استفاده از این فرصت اولا باید یک پودر رخت شوئی بخرید و دوما باید هزینه ی پست بارکد آن را نیز بپردازید. اگر از این هزینه های صرف نظر کنیم، آن گاه این موقعیت یک آربیتراژ خواهد بود.
در عمل و در بازارهای مالی، به چیز دیگری غیر از آربیتراژ نظری که در بازار مالی یافت می شود، آربیتراژ گفته می شود. بسیار رایج است که در متون حساب داری، اقتصاد و یا مدیریت مالی، آربیتراژ را به صورت زیر تعریف می کنند:
« کسب سود از اختلاف قیمت یک دارایی در دو بازار مالی در یک زمان»
به عنوان مثال اگر معامله گری متوجه شود که سهام الف در بازار تهران برای هر سهم پنجاه تومان و در  اصفهان برای هر سهم پنجاه و یک تومان معامله می شود، با خرید آن از بازار تهران و فروش هم زمان آن در بازار اصفهان، برای هر سهم یک تومان سود می کند. با این که این مثال بسیار به آربیتراژ نظری شبیه است، اما باز هم آربیتراژ نیست. چرا که در همان چند ثانیه اختلاف بین خرید و فروش، ممکن است این موقعیت از سود به ضرر تبدیل شود. یعنی مثلا همین که می خواهد سهامی را در بازار اصفهان گران تر بفروشد، قیمت سهام افت کند. یکی از استدلال های موید نظریه ی عدم آربیتراژ این است که اگر در بازار آربیتراژ به وجود بیاید، هجوم معامله گرها به موقعیت آربیتراژ باعث حذف آن در  زمان کوتاه خواهد شد.
در بازارهای مالی، گونه ی دیگری از آربیتراژ نیز وجود دارد که بیشترین کاربرد لفظ آربیتراژ را در بازار به خود اختصاص داده است.  «آربیتراژ آماری» به معنی یافتن خواص آماری دو یا چند سهم در بازه ای از زمان، و طرح ریزی استراتژی های سود آور بر اساس این خواص آماری است. به عنوان مثال فرض کنید که قیمت دو سهم در طول زمان بسیار نزدیک به هم تغییر می کنند و هر گاه فاصله ی قیمت این دو زیاد می شود، پس از مدتی این فاصله پر می شود. به عنوان مثال قیمت دو سهم را در نمودار زیر در نظر بگیرید.
 بر اساس این نمودار، رفتار دو سهام شبیه هم است. گاهی اختلافی بین قیمت آن ها ایجاد می شود، اما رفتار این اختلاف بعد از مدتی پر می شود. نمودار اختلاف قیمت این دو سهم در زیر نشان داده شده است.
قدیمی ترین استراتژی آربیتراژ آماری، این است که وقتی اختلاف قیمت این دو سهم زیاد شد، سهام گران تر را فروش استقراضی  (قرض کنیم و بفروشیم) کنیم و سهام ارزان تر را بخریم . به این وسیله، ما هیچ سرمایه ی اولیه ای خرج نکرده ایم. سپس، منتظر شویم که زمان بگذرد و اختلاف قیمت این دو سهم نزدیک صفر شود. در این صورت، با فروش سهام موجود در سبد، می توانیم سهامی که قرض کرده ایم را پس دهیم و  اختلاف قیمت این دو سهم را برای خود نگه داریم. مثلا در نمودار فوق، در ابتدای سال ۲۰۰۲ می توان سهام گران تر را قرض گرفت و فروخت و سهام ارزان تر خرید و مابقی پول را نگه داشت یا در جای دیگر صرف کرد. سپس، حدود شش ماه صبر کرد تا قیمت سهام که برابر شود. آن گاه دو سهام قیمت برابر خواهند داشت و با فروش سهامی که در سبد داریم می توان سهامی که بدهکاریم را فراهم کنیم. اما هنوز اختلاف قیمت اولیه در جیب مان می ماند.
طبیعتا، این استراتژی به هیچ وجه آربیتراژ نظری نیست. چرا؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر