حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه

کار تیمی گیج بازی را جبران می کند!

تقریبا از زمانی که به واترلو پا گذاشتم، یک کار مشترک با جو (ناظر پسادکتری خود) شروع کردم که منجر به یک مقاله ی نسبتا کوتاه شده است. تمام بخش هایی راکه می خواستیم، پوشش دادیم الا یک بخش که آن هم امروز تکمیل شد. از هفته ی پیش روی این بخش کار کردیم و البته قهوه خوردیم. می گویند از قول پال اردیش که ریاضیدان موجودی (یا شاید هم ماشینی) است که قهوه را تبدیل به فرمول می کند (در ایران چای). بعد از  قریب ده ها لیوان قهوه (کسانی که در آمریکای شمالی بودند می دانند کوچک ترین اندازه ی قهوه در این جا چه قدر بزرگ است)، بالاخره اسب وحشی ِ بخش آخر که محاسبه ی چگالی احتمال زمان برخورد برای رده ای خاص از «فرایندهای پخش ناهمگن در زمان» بود، رام شد.
صرف نظر از تاثیر یا عدم تاثیر قهوه در کل ماجرا، یکی دو روز گذشته من و جو محاسباتی انجام دادیم و هر دو به طور مستقل به جمع دو عبارت رسیدیم که اولی را من نتوانسته بودم محاسبه کنم و دومی را جو. امروز بعد از رد و بدل کردن اطلاعات، دخل هر دو عبارت در آمد و کلی خوشحال شدیم. مغرور از موفقیت، شروع کردیم به خیال پردازی که بعد از این، فلان می کنیم و بهمان. انگار نه انگار که چند دقیقه ی قبل مثل موجودی چهارپا (سهم هر کدام از ما دو پا) در گل گیر کرده بودیم.
من به خاطر تنبلی در نوشتن گیر کرده بودم و جو به خاطر اشتباه در مشتق گیری! جالب آن که برای همین اشتباهات است که ما از دانشجویان نمره کم می کنیم. در کافه جلوی یک دانشجوکه احتمالا دانشجوی لیسانس یکی از رشته های علوم انسانی بود (از روی کتابی که می خواند) و دل خوشی هم از ریاضی نداشت، نشسته بودیم و با صدای بلند می خندیدیم که «چه اشتباهات خنده داری. اشتباه دانشجویی!» حدس می زنم آن دانشجو پیش خودش می گفت: «ای نامردها!»

۱ نظر: