حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

استعاره، مدل و نظریه در علوم و فایننس

عنوان این پست را از روی عنوان سخنرانی ماه نوامبر امانوئل درمان (Emanuel Derman) در موسسه ی فیلدز تورنتو انتخاب کردم. امانوئل درمان را در ایران نمی شناسند، همانطور که خیلی های دیگر را. بنابراین به خود اجازه می دهم کمی از او بنویسم.
امانوئل درمان در آفریقای جنوبی به دنیا آمد و در هفده  سالگی برای تحصیل در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به آمریکا آمد. در آن جا فیزیک خواند و تحصیلات خود را در فیزیک ذرات بنیادی که آن زمان رشته ای پر طرفدار بود و دانشگاه کلمبیا پر از بزرگان این رشته از جمله چند نوبلیست. اگر کتاب «زندگی من به عنوان یک کوانت» را بخوانید، نوستالژی امانوئل در مورد دانشگاه کلمبیا را در می یابید.
به گفته ی امانوئل، پس از جنگ سرد کار پیدا کردن در فیزیک ذرات بنیادی کمی سخت شد و بسیاری از فارغ التحصیلان برجسته مشکلاتی در پیدا کردن کار مورد علاقه ی خود داشته اند. بنابراین، بسیاری راه تغییر رشته را برگزیدند. امانوئل هم به بانک رفت و تبدیل به یک کوانت شد. خاطره ی امانوئل از اولین کارش در بانک این بود که رئیس ش مساله ای به او سپرد و او شروع به بررسی عمیق آن کرد. پس از دو هفته مساله را به شکلی عمیق حل کرد. اما رئیس به او فهماند که مهم نیست که چه قدر عمیق این کار را انجام می دهد. سرعت این جا مهم تر است. یک کار کثیف تر ولی سریع تر گاهی بهتر است تا یک کار تمیز و زمان بر. امانوئل سال ها به عنوان کوانت در بانک سرمایه گذاری گلدمن ساکس کار کرد. اکنون او به کلمبیا؛ دانشگاه مورد علاقه ی خود؛ بازگشت.
سخنرانی امانوئل سخنرانی بسیار زیبایی بود. او مدل های ریاضی را به استعاره در ادبیات تشبیه کرد. مثلا همانطور که ما می گوییم لعل لب و سرخی لب را به لعل تشبیه می کنیم، یک مدل ریاضی چیزی است که شباهت هایی با پدیده ی اصلی دارد. این جا لعل یک مدل برای لب است که بر رنگ سرخ آن تاکید دارد. اما بر خلاف ادبیات،  در علوم و فایننس استعاره برای لذت نیست. بلکه برای شناخت و پیشبینی ابعاد پدیده است.
طبیعتا همان طور که می توان باغچه را به بهشت تشبیه کرد ولی نمی توان آن را جای بهشت برین فروخت، به یک مشتری هم نمی توان یک ابزار مشتق را با قیمت حاصل از مدل بلک-شولز فروخت و نگفت که این مدل با واقعیت تفاوت دارد. به بیان امانوئل، «باید خاک را زیر فرش جارو کرد اما به مشتری هم گفت.»
امانوئل به لطیفه ای از اندرو لو اشاره کرد که «در فیزیک سه قانون 99% داده ها را شرح می دهد، اما در فایننس باید بیش از 99 قانون وضع کرد تا 3% را شرح داد.» اما بعد اشاره کرد که یک قانون اساسی در فایننس وجود دارد: قانون «یک قیمت». قانون یک قیمت می گوید که اگر دو دارایی در آینده به طور قطع و یقین قیمت برابری داشته باشند، حتما قیمت فعلی آن های هم یکی خواهد بود. نتیجه ی این قانون، احکامی است که به آن ها احکام فارغ از مدل می گوییم و مثلا زوجیت اختیار خرید و فروش و یا زوجیت دو نرخ ارز.
سخنرانی درمان بسیار زیبا و مقدماتی بود و طیف وسیعی از بینندگان را پوشش داد. قدرت بیان و استفاده از مثال های جذاب سخنرانی را بیشتر از یک سخنرانی علمی به یک نمایش سرپا تبدیل کرده بود. مثلا او از نظریه ی عواطف اسپینوزا استفاده کرد تا تشریح کند که عواطف انسانی همگی مشتقاتی روی سه احساس اولیه ی «رنج»، «لذت» و «خواهش» هستند. مثلا می توان عشق را لذت ناشی از یک شیئ خارجی دانست یا ترس را انتظار از یک رنج در آینده. 
و اما نظریه از نظر امانوئل یک حقیقت بیرونی را توضیح می دهد. نظریه به ما می گوید حقیقت این است، حال آن که مدل به ما سایه ای از حقیقت را نشان می دهد. نظریه هرگز سعی نمی کند که تنها جنبه هایی از آن چه مشاهده می کنیم را نشان دهد، بلکه می خواهد جهانی که مشاهده می کنیم را تماما با چند اصل ساده توضیح دهد. بنابراین در فایننس می توان به نظریه ی عدم وجود آربیتراژ یا نظریه ی تعادل عمومی بازار را توضیح داد. اما بلک-شولز یک مدل است و سایه ای از آن چه در بازار می گذرد را منعکس می کند. شاید تفاوت مدل بلک-شولز با واقعیات بازار مثل تفاوت لعل و لب باشد. اما اگر فقط هدف ما توصیف قرمز بودن لب باشد، مدل بلک-شولز می تواند استعاره ی خیلی خوبی باشد.

پ.ن.: به زودی متن سخنرانی و اسلایدهای آن را می توانید در سایت فیلدز پیدا کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر