حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

سازکار جذب شغلی در دانشگاه های ایران

کار پیدا کردن در دانشگاه های داخل هم راحت تر است و هم این همه قر و اطوار ندارد. در خارجه اول باید ماتریال لازم را فراهم آورید یعنیCover Letter، CV، Research statement، Teaching statement، و لیست مقالات که هر کدام باید با دقت فراوان تنظیم شده باشند به علاوه ی، چندین و چند توصیه نامه از آدم هایی که لابد باید به اندازه ی کافی معروف و کله گنده باشند. تازه رقابت این قدر سخت است که اگر همه ی این ها را هم داشته باشی  ممکن است استخدام نشوی و تقریبا محال است که تازه فارغ التحصیلانی چون من کار دائم پیدا کنند. باید چند سالی پست داک شوند از این دانشگاه به آن دانشگاه. اگر در این مدت پرونده ی درخشانی در کار آکادمیک دست و پا کنند، شاید بتوانند در یک دانشگاه درجه ی دو tenure-track شوند که یعنی ۵ سال دیگر طول می کشد که tenure (دائم) شوند.
می روی در سایت وزارت خانه یک فرم پر می کنی. دست آخر یک پیغام خوشگل ظاهر می شود که به زودی با شما تماس می گیرم و سه ماه می گذرد و هیچ کس تماسی نمی گیرد. آن طرف هم یک دانشگاه هایی پیدا می شوند که می گویند وزارت علوم کیلو چند است و باید تقاضا مانند قبل به دانشگاه داده شود. اخبار را می خوانی که وزیر علوم هم تهدید کرده که دانشگاهی که دستور وزارت خانه را اجرا نکند فلان می شود و بهمان. خلاصه، دنبال کردن دعوای بین برخی دانشگاه ها و وزارت خانه هم سرگرمی خوبی است. برخی دانشگاه های هم که برای اجداد وزیر دعا می کنند که کلی فارغ التحصیل دکتری را معطل استخدام نگه داشته تا این مدت به ثمن بخس برای شان کار کنند و نه نیاز است که برای این جماعت لنگ در هوا آفیس فراهم شود و نه مایحتاج کار علمی.
بماند که این سال ها در همه ی دنیا تعداد فارغ التحصیلان دکتری از تعداد اساتید مورد نیاز دانشگاه ها بسیار بسیار بیشتر بوده است و بنابراین برخی فارغ التحصیلان دکتری باید به کارهای غیر آکادمیک روی بیاروند. خدا پدر صنایع پر درامد مثل بانک ها و موسسات مالی را بیامرزد که گنده های ریاضی را استخدام می کنند تا جا برای امثال من باز شود. البته نا گفته نماند که من هم کم کسی نیستم. همین چند وقت پیش از یک بانک معتبر در لندن پیشنهاد کار داشتم که تنها به خاطر بلد نبودن زبان سی پلاس پلاس، آن شغل را از دست دادم. در آن صورت، ممکن بود الان دراین پست به جای مزخرفات بالا بنویسم که ریاضیدانانی که در دانشگاه کار می کنند، جایگاه شغلی خود را مدیون بانک هایی هستند که امثال من را استخدام می کنند.

۲ نظر:

  1. سلام.من همیشه نوشته های شما رو می خونم واقعا عالیه اگه کامنت نمیزارم واسه اینه که چیزی واسه گفتن ندارم.اول به خاطر وقتی که میزارید و می نویسید تشکر میکنم.
    فقط یه توصیه دوستانه بهت بکنم یه وقت پا نشی بیا یی ایران من یه استاد حق التدریس ریاضی تو یکی از دانشگاه های دولتی ایرانم.ما هیچ جایی تو دانشگاه نداریم نه دفتری نه کامپیوتری ونه هیچ چیز دیگه ای.اگه 10 دقیقه زودتر دانشگاه برسیم باید پشت در وایسیم تا دانشجوها بیان چون جایی نمداریم که بریم بعد کلاس هم مستقیم باید بریم خونه چون جایی برامون نیست.حقوق هم که تقریبا صفراست.البته باز خدا پدر این موسسات کنکور رو بیامرزه که اگه اینا نبودن الآن از گشنگی مرده بودیم.وضع سطح علمی دانشجوها هم که خیلی افتضاح شده با اینکه دارم تو گروه مهندسی تدریس میکنم وحشتناک ضعیف هستند.فکر کنم چون تو ایران همه میخوان بیان دانشگاه وقتی ظرفیت ها زیاد میشه هرکس با هر سطح علمی افتضاح میاد دانشگاه و کیفیت علمی رو میاره پایین.
    در مورد این پستی که در مورد ریاصی کاربردی نوشتی من بعد از 8-9 سال ریاضی خوندن صادقانه بگم به این نتیجه رسیدم که ریاضی خوندن کلا اشتباهه البته دوست دارم شما هم صادقانه بگید که با من هم نظر هستید یا نه؟
    دوره طلایی ریاضی که تا اوایل قرن بیستم بود تمام شده و دیگه ریاضی دان ها حرف قابل عرضه ای ندارن.تازه اگه بعد از مردن ما این مطالبی که ما کشف (اختراع) کردیم به درد بخوره چه سودی واسه ما داره،هرکس یک بار به دنیا میاد پس باید تا زمانی که زنده اس استفاده اش رو ببره و گرنه بعد از مرگ اگه بت آدم رو از طلا هم بسازن و تمام مردم دنیا مشغول پرستشش باشن فایده ای نداره.
    من با اینکه فرصت داشتم در رشته های فنی درس بخونم وارد این رشته شدم و هیچ وقت خودم رو به خاطر این اشتباه نمی بخشم.البته نمی دونم وضع در خارج از ایران چه جوریه ولی در ایران خواندن ریاضی حماقت محضه.و اگه یه دانش آموز دبیرستانی داره اینجا رو میخونه بهش میگم حتی اگه بتونی گاوس هم بشی ریاضی نخون و اگه دانشجوی رشته ریاضی در مقطع لسانس هستی برو انصراف بده.
    ببخشید که پر حرفی کردم.دلم خیلی پر بود کمی خودم رو خالی کردم.

    پاسخحذف
  2. نوشته های شما همیشه باعث افزایش معلومات من میشه.برادرم حمید رو همسرتون میشناسن.چند سالی هست که در دانشگاه زنجان و دانشگاه آزاد زنجان در رشته فیزیک تدریس میکنند.دیروز میگفت جدیدا تصویب شده اساتید بومی حق استفاده از استاد سرا رو ندارند و بین دو کلاس درس اگر میخوان استراحتی کنند و چایی بنوشند میتونند برن نماز خونه دراز بکشند..!! آدم حقوق میگیره ولی به چه قیمتی؟؟؟

    پاسخحذف