حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

Hedging

Hedging در ادبیات بازارهای مالی، به یک روش تخصیص سرمایه گفته می شود که به خنثی کردن بخشی از یا تمامی یک ریسک مالی منجر شود. معادل مناسب فارسی برای hedging می تواند «ریسک زدایی» یا «احاطه بر ریسک» باشد.
بنگاه های غیرمالی و اشخاص حقیقی برای دفع ریسک از فعالیت های اقتصادی و معیشتی خود، معمولا به قراردادهای بیمه‌ای یا اوراق اختیار مالی روی می آورند. این اوراق و قراردادها توسط موسسات بیمه ای و مالی به این افراد عرضه می شود. کارکرد این اوراق انتقال ریسک دارنده ی اوراق به منتشر کننده ی آن است. مثلا اگر دارنده ی بیمه ی درمانی ریسک مالی ناشی از هزینه های درمان خود را به شرکت بیمه کننده منتقل می کند و در ازای آن حق بیمه به شرکت بیمه می پردازد. حال شرکت های بیمه و موسسات مالی منتشر کننده ی این اوراق می مانند و انبوهی از ریسکی که در نتیجه ی این اوراق با آن مواجه هستند. این بنگاه ها از طریق ابداع روش های ریسک زدایی، سعی در دفع این ریسک ها می کنند تا توان پاسخ گویی به تضمین های خود را داشته باشند.
روش های ریسک زدایی بسیار متنوع است و در زمینه های مختلف بسیار متفاوت. مثلا در بیمه ی درمان، افراد بسیاری با سطوح سلامت مختلف بیمه می شوند و حق بیمه می پردازند. اما فقط درصدی از آن ها بیمار می شوند و از بیمه های درمانی استفاده می کنند. در این صورت، شرکت بیمه ی درمانی مجبور است برای زدودن این ریسک، بفهمد که متوسط هزینه های درمان در یک دوره چه قدر است. بنابراین می تواند حق بیمه را طوری تعیین کند که ضرر نکند. به زبان احتمال، شرکت بیمه از قانون اعداد بزرگ و قانون انحرافات بزرگ برای دفع ریسک استفاده می کند. تعیین درست حق بیمه، روش ریسک زدایی از ریسک های بیمه ای است که تا کنون ادبیات علمی زیادی را به خود اختصاص داده است.
بسیاری از افرادی که مازاد سرمایه دارند، به دنبال راه هایی هستند که سرمایه ی خود را افزایش دهند. اما سرمایه گذاری همیشه با خطر همراه است. صندوق های سرمایه گذاری این وظیفه را دارند که با تضمین سوددهی، سرمایه های مازاد را جمع آوری کنند و به بهترین نحو ممکن سرمایه گذاری کنند؛ بهترین به این معنی که علاوه بر امکان سود دهی کافی، ریسک از دست دادن سرمایه هم به حد کافی کم باشد. یافتن و اعمال چنین روش سرمایه گذاری، در واقع نوعی ریسک زدایی است. نظریه ی سرمایه گذاری و انتخاب بهینه ی سبد به این نوع ریسک زدایی دلالت دارد.  صندوق های بازنشستگی، بیمه ی بیکاری، و به طور کلی صندوق های تامین اجتماعی هم به طور مشابه عمل می کنند.
بانکی که کار وام دادن به بخش های مختلف صنعتی و خانوار و ... را دارد، در عین حال که با دادن وام نیروی محرک به بخشی از اقتصاد تزریق می کند، ریسک ناشی از عدم بازگشت این سرمایه ها را نیز متحمل می شود. بنابراین، باید بتواند از بین متقاضیان وام، به آن هایی را که قابلیت بازپرداخت وام را دارند، انتخاب کند. برای ادامه ی حیات بانک، این انتخاب ضروری است. بنابراین، بانک ها باید روش هایی برای شناخت مشتریان وام و رتبه بندی آن ها از نظر قابلیت پرداخت بیابند. این نیز نوعی روش ریسک زدایی در بخش وام است.
این ها مثال هایی از کاربردهای ریسک زدایی هستند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر