حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

ریاضیدانان مساله محور در برابر ریاضیدانان تکنیک محور

برخی ریاضیدانان (مثل من!) در یکی دو شاخه متخصص می شوند (یا مثل من حداقل زور می زنند که بشوند) و هی در حول و حوش آن شاخه‌ها مسائلی را حل می کنند و مقاله تولید می کنند، گاهی هوارتا که سر و ته همه ی مقاله ها را بزنی، دست زیاد پنج یا شش تکنیک پیدا می کنی و لا غیر. این دسته ریاضیدانان تکینیک محور هستند.
از مشخصات بارز این ریاضیدانان این است که یکی دو مقاله ازشان بخوانی، خواندن بقیه ی مقاله‌هاشان کاری ندارد. در بین این دسته، ریاضیدانان بزرگی هم پیدا می شوند که تکنیک‌های خفنی خلق کرده اند. مثلا کلموگروف کم و بیش تکنیک محور است.
دسته‌ی دیگری از ریاضیدانان هستند که مساله محور هستند. یعنی این که مساله‌ای خوب و جاندار انتخاب می‌کنند و هی با آن ور می روند تا حل شود. از مشخصات این ریاضیدانان این است که مقاله کم دارند ولی معدود مقالاتی که دارند بسیار ارزشمند است. مهم نیست که چه تکنیکی به کار رود تا مساله حل شود، مهم این است که مساله حل شود. بیشتر این ریاضیدانان دیگر از تکنیک به کار رفته در مقالات قبلی به ندرت استفاده می کنند. جان نش (John Nash) نمونه‌ی این ریاضیدانان است. در کار این ریاضیدانان، انتخاب مساله‌ی خوب بسیار حیاتی است. مثلا جان نش حدس ریمان را انتخاب کرد و در آن ناکام ماند.
راستش را بخواهید این دسته بندی آن قدر هم که  این جا با قاطعیت آمده، درست نیست و هر ریاضیدان مخلوطی از این دو است. من بیشتر نوع اولم. چرا که کم تجربه هستم و یک سری تکنیک بلدم. برای این که بتوانم در سری در سرها بلند کنم، باید نشان دهم که چه بلدم و در نتیجه باید تعدادی مساله‌ی معمولی را با تکنیک هایی که بلدم حل کنم. اما از طرفی دوست دارم که نوع دوم باشم. امروز با یک ریاضیدان نوع دوم گپ می زدم. آقایی که تعداد کمی مقاله خیلی متفاوت دارد. در مقاله‌هایش از هندسه و جبر و آنالیز و حتی جادوجمبل هم استفاده کرده است. او در سه جلسه سخنرانی من در دانشکده حاضر بود و مطلب را خوب گرفت. ظاهرا حدس می زدند که تکنیک های من یکی از مسائلش را حل می کند.  قرار شد که یه گپی در تابستان با هم بزنیم. 

۱ نظر:

  1. شما یه ریاضی دان هستید و از اینکه با تمام مشکلات کوچک و بزرگی که دست به گریبانش هستید باز هم وقتی برای وبلاگ نویسی گذاشتید و تجربیاتتون رو به اشتراک گذاشتید خیلی خوشحالم تا اینکه بخوام خیلی ممنون باشم!
    راستی من همون ناشناس قبلی هستم که قرار بود یه خورشیدی به زندگیش طلوع کنه!

    پاسخحذف