حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه

امان از تهی!

امروز سر کلاس نظریه‌ی احتمال، زنجیر مارکف درس می‌دادم. تقریبا یک ربع ساعت به پایان کلاس مانده بود که یک تعریف ارائه دادم و پشت بند آن یک مثال و از بچه‌ها خواستم که مواردی در این مثال که شامل این تعریف می‌شوند را مشخص کنند. کلاس بعد از ظهر باشد، ریاضی هم باشد، آخر کلاس هم نزدیک باشد، مدرس هم لهجه‌ی فارسی داشته باشد، دیگر کسی حوصله‌ی گوش دادن به درس را ندارد، چه برسد به جواب دادن.
خوب! بهترین کار در این شرایط این است که درس را زود بدهی تا همه بروند سر کارشان.
یاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
به بچه‌ها بگویی که اگر یک مورد بگویند، کلاس پنج دقیقه زودتر تعطیل می‌شود.
خوب من هم همین کار را کردم. اول خودم دو مورد را آوردم و سپس گفتم که اگر یک مورد دیگر هم بچه‌ها بگویند پنج دقیقه زودتر تعطیل می‌شوند. کلکم کار کرد و موتور کلاس روشن شد. جواب اول رسید.
البته بعد کمی زیاده روی کردم و گفتم که اگر یکی دیگر هم بگویند، ده دقیقه زودتر تعطیل می‌شوند. آن هم گفتند. دیگر طبق محاسبات من در آن مثال، موردی نباید  می‌ماند. به همین دلیل گفتم که اگر یک مورد دیگر هم بگویند، همین الان تعطیل می‌شوند.
امان از تهی! تهی را حساب نکرده بودم. یکی از دانشجویان گفت تهی. کمی مکث کردم و گفتم: We're done for today.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر