حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

جادوگری با احتمال

چند هفته قبل، سمیناری در دانشکده‌ی شیمی برگزار شد با عنوان «زمان، انیشتن و جالب‌ترین چیزهای عالم هستی» (Time, Einstein and the coolest stuff  in the universe). خلاصه‌ی سمینار این بود که برای این که زمان را دقیق‌تر اندازه بگیریم، باید دماهای پایین‌تر ایجاد کنیم و .... سخنران برای این که به حضار شهودی از دماهای پایین بدهد، چند کوزه پر از نیتروژن مایع را در بین صندلی‌های آمفی‌تئاتر روی زمین می‌ریخت و یا با آن کارهای عجیب و خنده‌دار دیگر می‌کرد. آن موقع بود که به این نتیجه رسیدم که به طور متوسط چه‌قدر سخنرانی‌های عمومی ریاضی خسته‌کننده‌تر از سخنرانی‌های عمومی شیمی است. همان روز بود که از حسودی تصمیم گرفتم کمی کلاس‌های درس خودم را رنگ بزنم. فردای آن روز با چند تا برنامه‌ی MatLab سر کلاس رفتم و کلی هم تصویر و انیمیشن به بچه‌ها نشان دادم. البته آن تصاویر آن روز درد زیادی را دوا نکرد، اما چند جلسه‌ی بعد واقعا به دردم خورد.
امروز سر کلاس یک شعبده‌بازی انجام دادم که در حد نیتروژن مایع بود. شعبده‌بازی امروز چیزی به اسم «بازی جفت‌سازی» (Coupling game) بود. کسانی که درس زنجیر مارکف را با مهرداد شهشهانی در دانشگاه شریف گذرانده باشند، احتمالا این بازی را بلد هستند.
برای یادگرفتن این بازی، نه احتمال لازم است بدانید و نه حتی ریاضی. یک تاس و حداقل ده نفر بازیکن کافی است. شیوه‌ی بازی این است که هر نفر باید یک عددی بین ۱ تا ۶ را در ذهن خود تصور کند. یک نفر بازی گردان تاس را پشت سر هم پرتاب می‌کند و بازیکنان عدد ذهنی خود را بر اساس قانون زیر عوض می‌کنند. 
قانون: «اگر مثلا عدد ۳ را در ابتدا تصور کرده اید، سه پرتاب صبر کنید و عدد سومین پرتاب را با ۳ جایگزین کنید. سپس، بازی را به همین شکل ادامه دهید. مثلا اگردر سومین پرتاب عدد ۶ بیاید. اکنون عدد ۶ را در ذهن خود نگه‌دارید و تا ششمین پرتاب صبر کنید و عدد ششمین پرتاب را با عدد ۶ جایگزین کنید.»
بعد از  مثلا ۲۰ پرتاب، از همه بازیکنان بپرسید که چه عددی در ذهنشان است. به طرز عجیبی تقریبا همه یک عدد را اعلام می‌کنند.
امروز من به جای تاس از یک برنامه‌ی کامپیوتری استفاده کردم. این بازی این قدر برای دانشجویان عجیب بود که از من خواستند که متن برنامه‌ای که کار تاس را می‌کرد نشان‌شان بدهم تا مطمئن شوند که کلکی در کار نیست.

۴ نظر:

  1. جالب بود!
    ولی چرا از این جادوگری ها تو کلاس ما نمیکردید؟ :-))))))))))

    پاسخحذف
  2. مجتبا جان، من که به شما درس فرایند تصادفی درس نمی دادم.

    پاسخحذف
  3. خیلی عالی بود می خواهیم با بچه ها دور هم جمع شدیم انجام بدیم.

    پاسخحذف
  4. http://www.aftabir.com/glossaries/instance/book/178016/%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%88

    پاسخحذف