حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه

روز عجیب

امروز روز عجیبی بود. با وجود اتفاقاتی که در داخل مملکت افتاد، قیمت نفت خام کاهش پیدا کرد. امریکن ایرلاین تقاضای ورود به فصل ۱۱ (بخوانید ورشکستگی) کرد. اما بازار تکان چندانی نخورد. گزارش مرکز آمار حاکی از کاهش نرخ بیکاری دارد که البته موفقیت بزرگی برای دولت فعلی است. چرا که با وجود کاهش میزان شاغلین، توانسته بیکاری هم کاهش داده است و تمام علم منطق را زیر سوال برده است. به احتمال زیاد این کسری را در دسته‌ای جدید به اسم «علافین» جا داده‌اند.

پ.ن.: و البته از همه مهم‌تر، در والیبال، چین ته جدولی ایران را لوله کرد. :)
پ.ن.: در گزارش بالا تعریف بیکاری را از دو ساعت کار در هفته به یک هفته کار در هفته کاهش یافته است.

۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در مورد نرخ ارز

مرکز پژوهش‌های مجلس در تاریخ ۲۳/۸/۱۳۹۰ گزارش با عنوان «ارزیابی طرح ارزی بانک مرکزی و چالش های خرید و فروش قانونی ارز در بازار» منتشر کرده است که به بررسی عملکر اخیر بانک مرکزی در بازار ارز می‌پردازد. درست وغلط ارجاعات و استدلالات آن را به عهده‌ی اقتصاددانان می‌گذارم و بدون در نظر گرفتن‌ آن‌ها به چند نکته‌ی قابل ذکر در این گزارش می‌پردازم.
۱- ارز مسافرتی: در این گزارش پیشنهاد شده است که ارز مسافرتی را متوقف کنند. صرف نظر از این که این ایده چه‌قدر کارساز خواهد بود، توجه خوانندگان را به این نکته جلب می‌کنم که وقتی ازر مسافرتی توسط دلالان با قیمت بالاتر خریداری می‌شود، نشانگر آن است که پیشبینی‌ بازار از قیمت ارز در آینده بسیار بالا خواهد بود.
۲- بخش‌هایی از این گزارش بیشتر از این که یه تحقیق علمی باشد، لج و لجبازی با دولتیان و رئیس بانک مرکزی است. مثلا در صفحه‌ی ۴ می‌خوانیم که آقای بهمنی چنین گفت و چنان کرد. اگر چنین است چرا چنان کرد.
۳- این گزارش به شکل ضمنی تایید می‌کند که برای بسیاری از خانوارهای ایرانی یکی از بهترین راه‌های سرمایه‌گذاری طلا است که موید بیمار بودن سیستم پولی و بانکی مملکت است.
۴- در این گزارش به برهم‌خوردن تعادل میان صادرات و واردات در سال‌های اخیر به نفع واردات اشاره‌ای نشده است. اصولا یکی از اصلی‌ترین متقاضیان ارز وارد کنندگان هستند. اگر به همان میزان صادرات داشته باشیم، شار خروجی و ورودی باعث ایجاد تعادل می‌شوند. متاسفانه در سال‌های اخیر تولید نفت کاهش داشته، صادرات غیرنفتی ناچیز بوده، اما واردات افزایش یافته است. متاسفانه منبعی در این مورد ندارم اما مسولین مملکتی بارها به واردات بی‌رویه انتقاد کرده‌اند.
۵- نکته‌ی عجیب و غریب این گزارش اشاره به تفاوت قیمت دلار چاپ قبل از ۲۰۰۶ و دلار چاپ شده بعد از ۲۰۰۶ است که نه به گزارش ربطی دارد، نه به دلیل آن اشاره شده است، و جملات ذکر شده در مورد آن با یکدیگر سازگار است!
۶- خنده‌دارترین بخش این گزارش، بخش مصاحبه با مردم است. در این بخش، صف متقاضیان ارز دولتی را؛ که احتمالا صفی طولانی بوده است؛ به مسافران، صراف‌های خرده، واردکنندگان و اجیرشده‌ها تقسیم کرده است. طبق تعریف این گزارش، اجیرشده‌ها افرادی هستند که از شهرستان‌های اطراف برای خرید ارز مسافرتی در ازای مبلغی پول به خدمت گرفته شده‌اند. این نشان می‌دهد که هیچ باوری به بانک مرکزی در کنترل قیمت ارز در بازار وجود ندارد.
۷- با این که از تحریم‌ها به عنوان یکی مشکلات بخش ارز نام برده شده، نگارندگان تحریم‌ها را به عنوان مشکل اساسی در نظر نگرفته‌اند. ظاهرا اشاره به مشکلات ناشی از تحریم‌ها فقط بهانه‌ای برای ضعف مدیریت داخلی است و نه مشکلات واقعی ناشی از تحریم‌ها.
۸- یک بخش از این گزارش؛ بخش ۵؛ به جلوگیری از قاچاق ارز اختصاص داده‌شده است. پیشنهاد مطرح شده در این بخش با توجه به تحریم‌های اخیر به کلی ابتر است و از حیز انتفاع ساقط.
۹- از این گزارش تلویحا می‌توان فهمید که دولت فخیمه! سعی دارد به هر شکلی از خروج ارز جلوگیری کند. حتی ارزی که رانندگان ترانزیت برای تامین مخارج خود از کشور خارج می‌کنند را هم قاچاق حساب می‌کند!
۱۰- یک نکته‌ی قابل اعتنا در این گزارش این است که لازم نیست به مسافران ارز مسافرتی پرداخت کرد. چرا که بیشتر مسافران می‌توانند ارز خود را به قیمت آزاد از بازار تامین کنند. نه به این که به هر مسافری ۲۰۰۰ دلار ازر مسافرتی بدهند، نه به این که رانندگان ترانزیت را به جرم همراه داشتن همان میزان ارز به قاچاق متهم کنند. جالب این که طبق این گزارش هر مسافر به احتساب هزینه‌ی لغو بلیط و روادید و غیره و غیره، برای هر ۲۰۰۰ دلار ارز مسافرتی ۲۵۰هزار تومان سود می‌برد. احتمالا درک دولت از اشتغال‌زایی فراتر از این نیست.

پ.ن.: معلوم نیست بخش خبر بی  بی سی فارسی این نکات را از کجای این گزارش استخراج کرده است!

۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

اخلاق در ریاضیات: آیا در ریاضیات هم می‌توان دروغ گفت؟

صحبت کردن از اخلاق (ethics) در رشته‌ی پزشکی یا شیمی کار سختی نیست. حداقل می‌توان فهمید که اخلاق چه اهمیتی دارد یا مثال‌های متنوعی از تجاوز از اصول اخلاقی آورد و مشکلاتی را که ایجاد می‌شود، توضیح داد. مثلا دستکاری کردن داده‌ها یا آزمایش روی حیوانات و غیره. اما سوال این است که در تحقیقات پایه‌ای تر مثل فیزیک نظری یا ریاضیات، اخلاق چه نقشی دارد؟  آیا وضعیتی را می‌توان تصور کرد که در آن عدم رعایت اصول اخلاقی باعث ایجاد مشکلاتی شود؟ مطمئنا در باب تدریس  ریاضیات مانند هر رشته‌ی دیگری سوالاتی می‌توان مطرح کرد اما در باب پژوهش ریاضیات چه‌طور؟ 
قطعن از کپی برداری و دزدی ادبی (plagiarism) می‌توان به عنوان یک مثال روشنِ  بداخلاقی در رشته‌های مجرد مانند ریاضیات نام برد. مثلا استاد یک دانشگاه کوچک برای گرفتن ارتقای علمی، مقاله‌ای  را کپی می‌کند و در یک مجله‌ی گمنام به چاپ می‌رساند. چون مجله گمنام است و استاد مذکور در یک دانشگاه کوچک که با دنیای علم ارتباط ناچیزی دارد، ابعاد این بی‌اخلاقی چندان نیست که ارزش بحث داشته باشد. در اوضاع غیر از این هم، دزدی به این صراحت قطعا هزینه غیرقابل جبرانی دارد و بسیار بعید است. بنابراین، مثلا استاد دانشگاه آزاد ناکجاآباد اگر مقاله‌ای دزدی را در مجله‌ی دانشگاه خودشان چاپ کند، کسی نمی‌فهمد و اگر هم بفهمد اتفاق چندانی نمی‌افتد. دست آخر این می‌شود که در رقابت ارتقای شغلی، همکاران او این قضیه را در بوق و کرنا کرده و او را به پایین می‌کشند. درهر حال، این وسط هیچ مشکلی در دنیای پژوهش‌های علمی پیش نمی‌آید. ابعاد اجتماعی این مساله هم چندان زیاد نیست، چرا که دانشگاه مورد نظر را در کل جامعه‌ی علمی چندان نمی‌شناسند که در افکار عمومی حساسیتی برانگیزد.
اما آیا موارد جدی‌تر از تقلب یا بی‌اخلاقی در پژوهش با ابعاد بالاتر را می‌توان در مورد ریاضیات متصور بود؟ مثلا آیا می‌توان در ریاضیات مطلب غلطی را به دروغ درست جلوه داد و آن را چاپ کرد؟ برای روشن‌تر شدن مطلب سوال یک مثال می‌آورم. یک آزمایشگاه شیمی را تصور کنید که دانشجوی دکترایی در آن کار می‌کند. این دانشجو موظف است تا یک سال دیگر دفاع کند و آزمایش‌های او نتیجه‌ی لازم را نمی‌دهد. ممکن است این دانشجو نتایج آزمایش را دستکاری کند و جوری وانمود کند که این آزمایش نتیجه داده است. یک سال بعد که در همان آزمایشگاه می‌خواهند همان آزمایش را تکرار کنند یا از نتیجه‌ی آن در جای دیگری استفاده کنند، مشکلات شروع می‌شود. دانشجوی دکترای جدید آن آزمایشگاه،  بر اساس نتایج آزمایش دانشجوی قبلی، آزمایشی طراحی می‌کند. وقتی آزمایش را انجام می‌دهد، نتایج عجیب می‌گیرد. چند ماهی طول می‌کشد که همه چیز را چک کند و آزمایش را به دفعات تکرار کند. بعد به نتایج آزمایش قبلی شک می‌کند، حال باید کار ناتمام دانشجوی قبلی را تمام کند. نتیجه‌ی آن می‌تواند این باشد که دانشجوی جدید یک سال از عمرش تلف می‌شود. در بدترین وضع این که درسش به موقع تمام نمی‌شود و به همان مشکل قبلی برمی‌خورد. آیا در ریاضیات هم می‌توان دروغ گفت؟ 
تصور رایج این است که در ریاضیات این کار ممکن نیست. زیرا نتایج پژوهش‌های ریاضی (بجز برخی رشته‌های کاربردی) بر مبنای اثبات است. نتایج توسط داور یا داورانی خوانده می‌شود و تمام اثبات‌ها بررسی شده، صحت آن‌ها پیش از چاپ بررسی می‌شود. اما این تصور کاملا غلط است! پژوهش‌های ریاضی با آن‌چه سر کلاس درس به شکل اثبات و قضیه بیان می‌شود کاملا تفاوت دارد. درست است که نتایج پژوهش‌ها قبل از انتشار توسط یک یا چند داور بررسی می‌شود. اما بررسی تمام جزئیات اثبات وظیفه‌ی داوران نیست. مسئولیت صحت و سقم مطالب مقالات بر عهده‌ی نویسندگان آن‌ها است. داور وظیفه دارد درستی کلیت مطلب به علاوه‌ی ارزش اثر را برای چاپ در مجله‌ی مورد نظر  بررسی کند. بنابراین در ریاضیات هم یک دانشجوی دکتری، ممکن است بتواند  غلط ظریفی را که در یک اثبات مرتکب شده، بپوشاند و آن را پنهان کند، البته فقط تا زمانی که شخص دیگری بخواهد از نتایج کار او استفاده کند. آن وقت است که پرده بر خواهد افتاد. بازهم ممکن است این اشتباه آن قدر ظریف باشد که نتوان آن را به حساب تقلب  گذاشت. اما از‌ آن جا که داوران مقاله‌ یا پایان‌نامه‌ی دانشجو، مسئول صحت جزئیات مطالب نیستند، بسیاری از جزئیات از جمله ارجاعات را بررسی نمی‌کنند. بنابراین دانشجو می‌تواند به ناکجایی ارجاع بدهد و نتیجه‌ای که وجود خارجی ندارد را به کار ببرد. اما در صورت کشف چنین خطایی، چه عمد و چه غیر عمد، اعتباری برایش باقی نمی‌ماند. بنابراین، تقلب‌های مشابه در ریاضیات هم ممکن است. اما نه به دلیل عدم دقت ریاضیات بلکه به دلیل این که روش چاپ پژوهش‌های ریاضی بر مبنای اعتماد است.
با این وجود، تقلب در ریاضیات چندان تاثیر منفی نمی‌گذارد. چرا که جزئیات نتایج مهم، حتی بعد از چاپ بارها توسط افراد مختلف بررسی می‌شود. اگر مشکلی باشد، پیدا خواهد شد. در مورد موارد کم اهمیت‌تر، تقلب‌ها ممکن است کشف نشوند، اما تاثیر چندانی هم نخواهد داشت. به همین دلیل است که نتایج علمی ریاضی قابل اتکا هستند. بنابراین، می‌توان گفت که نتایج پژوهش‌های ریاضی اگر مهم باشند، توسط افراد زیادی بررسی می‌شوند و در دراز مدت قابل اتکا هستند. مثال معروف آن هم کشف اشتباه در اثبات  اندرو وایلز (Andrew Wiles) برای قضیه‌ی فرما تنها چند ماه بعد از ارائه‌ی آن برای عموم بود. با در نظر گرفتن این که این اثبات بیش از صد صفحه ریاضیات پیشرفته است، مدت چند ماه برای گرفتن اشکال آن زمان خوبی به حساب می‌آید. این مثال و مثال‌های دیگر را می‌توان شاهدی گرفت بر صحت کلی ریاضیات موجود و کارایی روش کشف اشکالات آن.

۱۳۹۰ آبان ۲۰, جمعه

تقاضای کاذب برای ارز چیست؟ ... دیگر!

بانک مرکزی اعلام کرده به زودی ارز تک نرخی می‌شود  و بخشی از تمایل بازار به افزایش نرخ ارز را ناشی از تقاضای کاذب دانسته است. ما آخر نفهمیدیم که این تقاضای کاذب یعنی چه؟ یعنی مثلا مردم نیازی به ارز ندارند اما همین طور الکی یک روز تصمیم می گیرند که بروند بازار و ارز بخرند؟
نکته‌ی اول این که بانک مرکزی در چند ماه اخیر از این وعده‌ها زیاد داده است. هر چی وعده‌ی تک نرخی شدن نرخ ارز تکرار شود، اعتماد به بانک مرکزی کمتر می‌شود.
نکته‌ی دوم این که مردم به دلیل پایین بودن نرخ بهره‌ی بانکی و ضررده بودن بورس و سایر راه‌های سرمایه‌گذاری، خانوارها سرمایه‌ی مازاد خود را به سمت سودده ترین سرمایه‌گذاری هدایت می‌کنند و این کار کاملا قانونی و سالم است. تقاضای به اصطلاح کاذب که بانک مرکزی می فرمایند حق طبیعی مردم است و به هیچ وضع کاذب نیست. مردم که مازاد مال خود را نمی‌توانند در بالش یا گنجه بگذارند. بیمار هم نیستند که جایی مثل بانک یا بورس که مال آن‌ها را از خطر سرقت مصون می‌کند را رها کنند و بروند سکه و ارز بخرند بگذارند در گاوصندوق خانه.

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

ترجمه‌ی گوگل

متن اطلاعیه‌های کلاس رو تو ترجمه‌ی گوگل می زنم تا غلط‌های املایی رو پیدا کنم. امروز گوگل یه ترجمه‌ی بانمک حواله کرد:

Skim sections 4.1 and 4.2 before coming to the class.
سرگرمی کافی شاپ بخش 4.1 و 4.2 در قبل از آمدن به کلاس.

خوش به حال بچه‌های کلاس من. تکلیفشون قبل از اومدن به کلاس رفتن به کافی شاپه!

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

آقا بالا سرِ خشن

امروز پیشنهاد پروژه ارسال شد و من یک نفس راحتی کشیدم. در طی این مدت صدها ایمیل را بدون جواب گذاشتم. آن‌هایی هم که جواب دادم فقط در این حد بوده که خواستم برای جواب مهلت یکی دو هفته‌ای بدهند. امروز با خیال راحت به کارهای دیگر خواهم رسید، از جمله آماده کردن مقالات پا در هوا.
یکی از معایب من این است که کارهایی که سررسید دارند را به موقع و درست انجام می‌دهم. اما همین که کاری، مثل نوشتن مقاله انفرادی، سررسیدی ندارد، مرتب آن را عقب می‌اندازم. اگر همه‌ی کارها زمان سررسید داشت، احتمالا من کلی مقاله نوشته بودم. خلاصه به این فکر می‌کردم که کاش برای هر استاد دانشگاه یک آقا بالاسرِ خشن استخدام می‌کردند که برای اساتید دانشگاه سررسید تعیین می کرد و با چوب مجبورشان می‌کرد مقاله‌های عقب افتاده را بنویسند و بفرستند. بعد دیدم که این آقا بالاسرِ خشن وجود دارد. تمام روش‌های کمی و کیفی ارتقای شغلی در دانشگاه‌های سراسر دنیا به نوعی نقش این آقا بالاسرِ خشن را بازی می‌کنند.

۱۳۹۰ آبان ۱۱, چهارشنبه

آزار جن-صی

آزار جن-صی واژه‌ای است که گاهی به اشتباه با تجاوز اشتباه گرفته می‌شود. در آزار جن-صی، شخص آزار دهنده هدفش تحقیر و توهین است. البته منکر این نیستم که مرز آزار جن-صی و تجاوز کمی مبهم است. این واژه گرچه در فرهنگ کشور من  واژه‌ی بیگانه‌ای است، اما عمل بسیار رایجی است. متلک‌هایی که روزانه زنان مملکت من از مردان می‌شنوند، بوق‌هایی که رانندگان مرد برای زنان می‌زنند، توقف‌ ماشین‌های مدل بالا جلوی پای زنان، از بالا نگاه کردن به زنان در محیط‌های کار و غیره همه نمونه‌هایی از آزارهای جن-صی هستند.
خواستم بگویم که این کاری که دو فوتبالیست در زمین بازی کردند هم یک نمونه از آزار جن-صی است. نمونه‌ای که ده‌ها شاید صد‌ها از آن علیه زنان مملکت من در طول یک روز انجام می‌شود و هیچ رسانه‌ای حتی یک کلمه از آن نمی‌نویسد، چون دوربینی آن‌جا نیست که صحنه را ضبط کند و البته اراده‌ای هم نیست که جلوی آن را بگیرد. جایی که زن بودن گناه است، آزار جن-صی دو مرد علیه یک دیگر بیشتر اهمیت دارد.