حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

در باب واژه‌ی اقتصاد

کمی مضحک است اما تمام این سال‌ها با این دقت به  معنی کلمه‌ی اقتصاد و تفاوت آن با فایننس دقت نکرده بودم. مضاف بر آن، متوجه کاربردهای نابه‌جای این واژه در فرهنگ عامه هم نبوده‌ام. مثلا وقتی گفته می‌شود «وضع اقتصادی من خوب نیست» عمدتا منظور گوینده این است که وضع مالی خوب نیست که به فایننس بر می‌گردد.
اقتصاد در لغت به معنی صرفه‌جویی است. در لغت فرانسه [و احتمالا لاتین] هم economiques از فعل economizer به معنی صرفه‌جویی کردن می آید. ریشه‌ی آن یک کلمه‌ی یونانی به معنای اداره‌ی خانوار است. اقتصاد علمی است که به نوعی به قوانین حاکم بر جامعه برای رفع احتیاجات مادی می‌پردازد. به زبان ساده، این علم کشف می‌کند که موارد مختلف مانند عرضه و تقاضا و قیمت چه ارتباطی با هم دارند یا مثلا نقش پول در مبادلات چیست. هم‌چنین سعی می‌کند بر اساس این روابط کشف کند که چگونه می‌توان عوامل قابل تنظیم را طوری تنظیم کرد که به رفاه مادی در جامعه افزایش پیدا کند و یا فرصت‌های مادی  بین تمام افراد جامعه به طور یکسان تقسیم شود.
احتمالا چیزهای دیگر هم هست که من نمی دانم ولی همین قدر می‌دانم که فایننس عملی است که فارغ از تمام چیزهایی که در بالا گفتم به تخصیص بهینه‌ی منابع مالی می‌پردازد. بخش‌های مشترک فراوانی بین فایننس و اقتصاد وجود دارد. حتی می‌توان گفت بخش پر و پیمان فایننس بخشی از علم اقتصاد به نام اقتصاد مالی است. در فرهنگ عامه فایننس گاهی به معنی تامین مالی به کار می‌رود نه علم فایننس.
این که کسی بگوید که وضع اقتصادی خانوارش خراب است، احتمالا به این معنی است که خانوار پول کافی برای رفع برخی از نیازهای اعضایش را ندارد. شاید عمل‌کرد خانوار در تخصیص بهینه‌ی همان میزان پول به نیازهای اولیه، بسیار هم خوب باشد. گاهی اوقات هم پول کافی وجود دارد ولی عملکرد خانوار در رفع نیازها چندان خوب نیست و باعث ایجاد اذیت برای برخی اعضای خانواده می‌شود. مثلا غذایی که استفاده می‌کنند ارزان و بی کیفیت است چون پولشان را داده‌اند تلویزیون هوار اینچ.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر