حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۱ مهر ۱۱, سه‌شنبه

یک گپ ارزی

در ایران نیستم که ببینم مردم چه نظری دارند، اما حداقل از طریق اخبار نظر مسوولین را در مورد رفتار جهشی قیمت  ارز در روزهای اخیر می خوانم. از قبل بسیاری از اقتصاددانان و اهل علم هشدار داده بودند که تثبیت قیمت ارز نمی تواند تا ابد ادامه پیدا کند. بسیاری از اساتید دلسوز اقتصاد که عمر خود را در ایران صرف آموزش و پژوهش کرده اند، برای جلوگیری از این اوضاع پیشنهاد داده بودند که قیمت ارز را آزاد کنند یا پله ای زیاد کنند، کاری که مسوولین جرات انجام آن را نداشتند. استدلال مسوولین هم این بود که افزایش قیمت ارز افزایش قیمت کالا را در بر دارد که منجر به تورم می شود. طبیعی هم هست که بشود چرا که کشوری که سالی بیش از ۵۰ میلیون دلار واردات دارد، قیمت همه چیزش به قیمت ارز وابسته است. اما اصرار بر اجرای سیاستی غیر قابل اجرا و انکار واقعیت، نتایجی به مراتب زیانبارتر از تورم دارد.
از آنجا که بیش از ۷۰ درصد واردات، مواد اولیه  و تنها حدود ده درصد، کالاهای مصرفی است، افزایش قیمت دلار قیمت تولیدات داخل را هم افزایش می دهد. اما از طرف دیگر، دلار ارزان باعث می شود که تولیدات داخلی هزینه ی بیشتری از تولیدات خارجی داشته باشد و بنابراین به ضرر اشتغال است. حالا که قیمت دلار افزایش یافته است، می توان فکر کرد که چه کالاهایی را می توان به قیمت ارزان تری نسبت به قیمت وارداتی تولید کرد و فروخت. بنابراین سرمایه ها به سمت اشتغال زایی می روند. لازم نیست دولت در هیچ یک از این کارها دخالت کند؛ لازم نیست تعیین کند کجا باید سرمایه گذاری کرد یا این که چه قدر تولید کرد. تنها کاری که دولت باید انجام دهد، این است که سیاست درست، شفاف و با ثباتی را اجرا کند. بقیه ی کارها را خود مردم انجام می دهند. 
هنوز هم دیر نشده است. مسوولین می توانند با اتخاذ سیاست شفاف و اصولی بازار را دوباره زنده کنند. هر چه باشد وجود بازار با ارز گران بهتر است از نبود بازار یا وجود تلاطم در بازار. وقتی واردکنندگان ارز مورد نیاز خود را نتوانند تامین کنند، در ورود مواد اولیه اخلال ایجاد می شود و تولید ضعیف داخلی، ضعیف تر می شود. متاسفانه، در شرایط موجود هر یک از مسوولین  حرف خود را می زنند و حتی بسیاری از آن ها با هم تناقض دارند که نشان می دهد هنوز عقلانیت بر سیاست گذاری اقتصادی حاکم نشده و اوضاع بر همین منوال خواهد بود و این مطمئنا به بهتر شدن اوضاع کمکی نمی کند.

۲ نظر:

  1. آرش
    اینکه 70 درصد واردات مواد اولیه است (هر چند من فکر می کنم رقم کمتر از این باشد) به این دلیل است که تعریف کالای اولیه خیلی گسترده است. مثلاً رب گوجه فرنگی فله ای وارد می کنند برای بسته بندی در قوطیها و بعد اسمش را می گذارند واردات کالاهای واسطه ای برای تولید رب! بسیاری از کالاهای وارداتی حتی کالاهای واسطه ای جایگزین داخلی دارند.

    پاسخحذف
  2. حسین جان، ممنون از تذکرت. با این حساب اوضاع بهتر می شه اگر قیمت ارز به شکل شفافی افزایش پیدا کنه.

    پاسخحذف