حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

راست‌کرداری و اخلاق حرفه‌ای

راست‌کرداری (integrity) بخش مهمی از سلامت جامعه را شامل می‌شود: صرافی که دلار تقلبی نمی‌فروشد، مغازه‌داری که کالای قلابی به دست مشتری نمی‌دهد، فروشنده‌ای که جنس چینی را به اسم ژاپنی نمی‌فروشد، معلمی که سوالات امتحان را نمی‌فروشد. دانشجویی که در امتحان تقلب نمی‌کند و ...
راست‌کرداری باعث اطمینان درون جامعه‌ای می‌شود (این اصطلاحات به دلیل عدم آشنایی من با جامعه‌شناسی، من‌درآوردی و از منظر یه مطلع، مضحک است.  لطفا ببخشید.) در صورت وجود اطمینان، استاد می‌تواند در صورت لزوم از سر کلاس خارج شود، مشتری بانک وقت کمتری صرف شمارش پول کند، .... اما به هر حال در عمل نمی‌توان با پیش فرض راست‌کرداری جامعه را اداره کرد. هر مشتری باید کالایی که می‌خواهد بخرد را با دقت وارسی کند، مراقبت در سرجلسه‌ی امتحان لازم است  و کلا نهادهایی نظارتی باید ایجاد شوند.
با این وجود یک کار دیگر هم باید انجام شود: آموزش. راست‌کرداری را می‌توان آموزش هم داد. شاید نه از نوع آموزش‌های اخلاقی که هدفش با اخلاق کردن جامعه از طریق تربیت انسان‌ها درست‌کردار است. بلکه آموزش این که اصلا درست‌کاری چیست، چگونه باید رعایت شود، چه مزایایی برای جامعه دارد و افرادی که درست‌کار نبودند چه مجازات‌هایی دیده‌اند. دریک کلام آموزش حرکت به جامعه‌ای که همه از مزایای آن سود می‌برند.
با یک مثال مربوط به کار خودم این پست را تمام می‌کنم. یک دانشجو باید در نوشتن تکالیف و دادن امتحان درست‌کار باشد و تقلب نکند. طبیعی است که استاد در هنگام تصحیح و نمره دادن تمرین و سر امتحان مراقب است و اگر دانشجو رعایت درست‌کاری را نکرده باشد، او را جریمه می‌کند. استاد هم اگر مثلا سوال امتحان یا نمره را بفروشد، طبیعتا دانشگاه اخراجش می‌کند.
این‌ها تا حدی بدیهیات اخلاق حرفه‌ای یک دانشجو و یک استاد هستند. بخش‌هایی هم از این اخلاقیات هستند که حداقل در ایران کم و بیش رعایت نمی‌شوند. مثلا استاد‌ها گاهی از این که برگه‌ی امتحان را به دانشجو نشان دهند طفره می‌روند. گاهی حتی روش محاسبه‌ی نمره را هم اعلام نمی‌کنند. حتی حاضر نیستند که در اتاق کار خود برگه‌ی امتحان یا تمرینات تصحیح شده (اگر اصلا تصحیح شده باشد) را نشان دانشجو دهند تا دانشجو بداند که کجا نمره گفته و کجا اشتباه کرده. یا این که به راحتی نیم ساعت (اگر لطف کنند) قبل از کلاس اعلام می‌کنند که نمی‌توانند سر کلاس حاضر شوند. در بسیاری از موارد در ساعات مراجعه‌ی درج شده در پشت در اتاق کار خود حاضر نیستند. یا مثلا دانشجوی مردودی از پاچه‌ی شلوار استاد آویزان می‌شود که نمره‌ی ۹/۵ (نمره‌ی اصلی احتمالا کمتر از این بوده) را ۱۰ کند، یا  ازسوالی که غلط نوشته می‌خواهد به زور نمره‌ای الکی بگیرد؛ اصرار بی‌منطق که معمولا تعمدا باعث شکنجه‌ی روحی استاد می‌شود و استاد را بر خلاف میلش مجبور به دادن نمره می‌کند.
به اعتقاد بنده برخی از این بی‌اخلاقی‌ها با آموزش  (همان چیزی که در ایران فرهنگ‌سازی می‌نامند!)، کم می‌شوند. 
کاش در کنار وبلاگ استادان علیه تقلب، یک وبلاگ هم پیدا می‌شد و راجع به حقوق دانشجو نسبت به استاد و استاد نسبت به دانشجو بحث می‌کرد. درست است که مثلا تقلب علمی یک استاد موضوع مهمی است، مخصوصا اگر هر از گاهی تکرار شود. اما مثلا حق دیدن برگه‌ی امتحان حقی است که استاد از دانشجو دریغ می‌کند و این به تعداد استادان ِ از این دست در تعداد دانشجویانشان، این حق ضایع می‌شود.(شخصا تعداد بسیار کمی استاد می‌شناسم که به دانشجویان اجازه می‌دهند برگه امتحان خود را ببینند.) اگر راه‌های درست‌تری به استاد و دانشجو نشان داده شود تا مشکلات بین خود را حل کنند، بسیاری از این اصطکاک‌ها کم می‌شود و شرایط کار و تحصیل برای هر دو به مراتب بهتر می‌شود و بی‌اخلاقی هم کمتر می‌شود.

۱ نظر:

  1. یه نظر بلند بالا گذاشته بود که سابمیت نشد پرید!!
    بازم می‌نویسم ولی هیچی اولیه نمی‌شه :
    تو دانش‌کده‌ی ما واقعا دارم می‌بینم که جدیدا خیلی رو این مساله حساس شدن هم اساتید و هم دانش‌جوها و هم تی‌ای و کلا همه :)
    این خیلی خوبه. در مورد آموزش هم بگم که دانش‌کده ما یه درسی جدیدا ارائه می‌ده با اسم «آداب فناوری اطلاعات» یا همون information technology ethics که سه واحده و اختصاصی و اختیاری. با این وضع من این درس رو ترم 3 برداشتم. 4 نفر بود ثبت‌نامی که دو نفر سال چهارم بودن و دو نفر سال پنجم. به هر حال همه می‌گفتن دیوونه‌ای این درس چرت رو برداشتی اونم با این استاد. اما واقعا خوش‌حالم؛ درسش فقط مربوط به اخلاق و آداب کامپیوتری نبود، اتفاقا خیلی بیش‌تر در مورد آداب و اخلاق دانش‌گاهی و مهندسی بود. واقعا عاااالی بود. آخر ترم حس می‌کردم چیزی فهمیدم که برام ارزش‌منده. حداقل رفتار استاد باعث می‌شد اخلاقی شیم. مثلا این‌که می‌گفتن با این استاد نگیر این بود که نمره نمی‌ده، اما دیدم که نمره مفت نمی‌ده، کار می‌کشه و نمره می‌ده. تقلب برخورد شدید می‌کنه و الخ. اگه دانش‌جو خوبی باشه آدم نمره خوب می‌ده. من یکی که 20 شدم. اینم سیلابس درس:
    http://ce.sharif.edu/courses/91-92/1/ce347-1/
    تا اون‌جایی هم که می‌دونم یه درسی هم دانش‌کده مکانیک ارائه می‌شه با اسم اخلاق مهندسی. جدیدا زحمت کشیده شده تو این زمینه. واقعا سَرسَری نبود این درس حداقل.
    جلسات دانش‌کده هم که هر از گاهی گزارشاش رو می‌بینیم شدیدا توصیه می‌شه به احلاقی عمل کردن و واقعا استادها حساس شدن و خود دانش‌جوها هم به پیروی اخلاقی شدن. خیلی لذت‌بخشه.
    ولی قبول دارم خیلی جاها جا نیافتاده و این‌که مردم نمی‌دونن اخلاقی عمل کردن به نفع همه‌ست ولی گفتم همین‌جا بگم که افرادی هم هستن که زحمت کشیدن. دستشون درد نکنه :)
    دست شما هم درد نکنه که مطلب به این خوبی رو اشاره کردی و واقعا موضوع جالبیه :)
    موفق باشی آقای دکتر

    پاسخحذف