حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۲ اسفند ۱, پنجشنبه

احساس پدر بودن

از سال گذشته دختر کوچکمان به دنیا آمد تا همین اواخر اصلا احساس پدر بودن نکردم. بیشتر احساس می‌کردم همان آدم‌های قبلی هستیم که یک نفر به زندگی‌مان اضافه شده. یک نفر که به ما نیاز دارد و ما دوستش داریم و نیازش را برطرف می‌کنیم.
همین اواخر یکی از منشی‌های دکتر دخترم را در یک فروشگاه دیدم. اول او را نشناختم اما او مرا شناخت و پرسید: «تو پدر سِودا هستی؟» یک لحظه خشکم زد! کسی تا حالا مرا پدر سِودا صدا نکرده بود. آن جا بود که احساس کردم از این به بعد خیلی‌ها مرا به عنوان پدر سودا خواهند شناخت. این اولین باری بود که پدر بودن را احساس کردم.

۱ نظر:

  1. خداوند شما را برای او واو را برای شما حفظ کند

    پاسخحذف