حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۸, دوشنبه

خصوصی سازی

هفته های گذشته بحث خصوصی‌سازی باشگاه های قدیمی پایتخت در جراید مطرح بود و نظرات متفاوتی ابراز می شد. طبق معمول همیشه توقعات متوجه  دولت (وزارت ورزش و جوانان) بود. از بازیکنان و مربی گرفته تا هیات مدیره باشگاه به دنبال این بودند که دولت بخشی از بدهی های باشگاه را تقبل کند تا بخش خصوصی حاضر شود پا پیش گذارد و باشگاه را اداره کند. 
از نظر من باشگاهی که هیچ درامدی ندارد و بیش از ۴۰ میلیارد بدهی دارد، ورشکسته است. تفاوتی نمی کند که دولت بدهی آن را بدهد یا نه، چند سال دیگر، دولتی یا خصوصی، دوباره همین بدهی را بالا می آورد. وقتی قرار نیست باشگاهی درامد داشته باشد، چرا باید خصوصی شود؟
بهترین کاری که در شرایط فعلی می توان کرد چیزی است که در قوانین ورشکستگی آمریکا فصل ۱۱(Chapter 11) نامیده می شود. به طور مختصر فصل ۱۱ می گوید که شرکت های خصوصی ورشکسته توسط دولت تصاحب شوند و پس از تجدید سازمان و تغییرات لازم، با سرمایه گذاری دولتی دوباره شکوفا شوند. وقتی به سوددهی رسیدند، دوباره به بخش خصوصی واگذار شوند. مثال زنده‌ی آن جنرال موتورز در دیترویت است. 
مقابل فصل ۱۱ فصل ۷ قرار دارد که می گوید تمام اموال شرکت را نقد کنیم و بدهی های شرکت را تا حد امکان بپردازیم. طبیعی است که ملاحظات زیادی در انتخاب یکی از این دو فصل از ورشکستگی نقش دارند. در مورد باشگاه‌های بزرگ پایتخت نمی‌توان فصل ۷ را اجرا کرد. بنابراین، باید چیزی شبیه فصل ۱۱ اجرا شود. نتیجه این که باید باشگاه تا زمان درامدزایی دست دولت بماند و تابع تصمیمات درست یا غلط دولت باشد.
نمونه های مشکلاتی که ورزش خصوصی در سالهای اخیر با آن ها مواجه بوده را در باشگاه استیل آذین، داماش و اخیرا راه آهن شاهد بودیم. اما بخش خصوصی هم به همان اندازه حتی بیشتر ناکارامد نشان بوده است. چرا که بخش خصوصی برای درامد زایی وارد ورزش نمی شود. بلکه برای بلندپروازی یا علاقه به ورزش است سرمایه‌دارانی مثل  هدایتی یا زنجانی باشگاه می‌خرند. از چند ده میلیاردی که به این باشگاه‌ها تزریق می‌شود، یک قران آن بر نمی‌گردد. وگرنه در شرایط فعلی یک سرمایه‌دار که با قصد سرمایه گذاری هیچگاه وارد ورزش نمی‌شود.
 طبیعی است که از دولت نمی توان خیلی توقع داشت. بخش دولتی در اداره بخش های کوچک همانند یک باشگاه، بسیار ناکارامد است. تنها می توان انتظار داشت که دولت پرچم باشگاه را بالا نگه دارد تا روزی که سوداوری ممکن شود و بخش خصوصی بتواند با آرامش خاطر باشگاه را در اختیار بگیرد.