حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۳ اسفند ۲۱, پنجشنبه

بازار کار و ادامه ی تحصیل در ریاضی مالی در ایران

بسیاری از خوانندگان این وبلاگ از طریق ایمیل از من راجع به ادامه‌ی تحصیل در ریاضی مالی پرسیدند. بیشترشان می‌خواهند بدانند آیا، با توجه به این که در مقطع کارشناسی در فلان رشته بوده اند، می توانند بدون مشکل این دوره را بگذرانند. به علاوه، می خواهند بدانند که آیا بازار کار این رشته مناسب است.

پاسخ سوال اول را می توانم به این صورت بدهم که با جایی که این دوره را ارائه می دهد تماس بگیرند. راجع به دروسی که ارائه می شود سوال کنند. معمولا کسی که در یکی دو سال گذشته یک لیسانس ریاضی محض یا کاربردی یا لیسانس آمار با نمرات خوب گرفته، نباید مشکلی باشد. به علاوه، تسلط به برنامه نویسی هم لازم است که می تواند بخشی از دوره باشد و نه پیش نیاز. 

اما پاسخ سوال دوم برای من راحت نیست. سنجش بازار کار به داده نیاز دارد، داده مربوط به مشاغلی که فارغ التحصیلان این رشته موفق به کسب آن ها شده اند. داده های من بسیار کم و محدود به یک دوره از فارغ التحصیلان مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان است. از هفت دانشجوی آن دوره، یک نفر که در زمان تحصیل شاغل بود و بعد از فارغ التحصیلی به کار خود ادامه داد. از شش نفر دیگر، دو نفر در حال ادامه‌ی تحصیل در دکتری هستند که حداقل یکی بورس دارد. دو نفر دیگر هم کارهای نسبتا خوبی در موسسات مالی و بورس پیدا کردند که نشان می دهد توانایی هایی که کسب کردند در عمل به کار می آید. از دو نفر دیگر هم خبری ندارم.

دو نکته در مورد این مجموعه ی محدود داده ها باید تاکید شود. اول این که این افراد محصول اولین دوره ی ریاضی مالی بوده اند و اصولا برای عرضه ی توانایی هایشان به بازار کار باید تلاش بیشتری می کردند. دوم این که چون مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان چهار ساعت با مراکز مالی که عمدتا در تهران قرار دادند فاصله دارد، ارتباط با بازار کار نیاز به تلاش بیشتری دارد. نکته ی دوم کم و بیش برای دانشگاهی هم که من اکنون برای آن کار می کنم، دانشگاه ایالتی فلوریدا، صادق است. این دانشگاه در یک شهر کوچک واقع شده که با تمام مراکز مالی بزرگ آمریکا حداقل هزار کیلومتر فاصله دارد. فارغ التحصیل  یک دانشگاه درجه دو در نیویورک، می تواند یک دو جین محاسبه ی استخدامی برود؛ در حالی که فارغ التحصیل ما نمی تواند هزینه ی رفت آمد این همه محاسبه ی شغلی را تقبل کند و تنها به آن هایی که هزینه ها را پرداخت می کنند و یا شغل خوبی عرضه می کنند، قناعت می کند. 

وقتی دانشگاه ها از فارغ التحصیلان دوره های خود داده جمع نمی کنند، بسیار سخت از که بدانیم بازار کار چه وضعی دارد. جمع آوری داده به خصوص، وقتی ضروری می شود که بخواهیم دوره را برای آینده بازنگری کنیم و در این بازنگری بازار کار را لحاظ کنیم. در یک کشوری که دانشگاه شهریه می گیرد، دانشجو مشتری است و انتظار دارد که دوره ای که برای آن پول می دهد مهارت های لازم را به او آموزش دهد. جایی که دانشگاه از دولت پول می گیرد، این انتظار پایین تر است و مسئولیتی به دوش گردانندگان دوره نمی گذارد. در حالت اول دخالت دولت در سیاست گذاری دوره های آموزشی نقشی ندارد؛ اما در دومی، این دولت است که باید از دانشگاه بخواهد تا دوره ها را مطابق نیاز بازار کار تنظیم کند. چرا که دانشگاه از پول مالیات (یا بیت المال) تغذیه می شود، و بنابراین باید پول مردم را برایشان درست خرج کند. بنابراین، دولت باید به عنوان متولی همه چیز، آن کاری را که در حالت اول خود به خود انجام می شود از طریق بازوی نظارتی خود اعمال کند. مثلا می تواند مشوق هایی برای گردانندگان دوره در نظر بگیرد، که بر مبنای موفقیت فارغ التحصیلان در یافتن شغل است.

معترفم که پاراگراف بالا در ایران یک لطیفه است! حتی شاید الان که این پاراگراف را خواندید، در حال قهقه زدن باشید، یا البته آه کشیدن. بنابراین، ترجیح می دهم یک راه حال عملی هم به شما عرضه کنم. من افراد دخیل در  سه یا چهار برنامه‌ی ریاضی مالی در ایران را می شناسم. این افراد را به شما معرفی می کنم. بروید و در مورد بازار کار و یا ادامه ی تحصیل در ایران و خارج از آن ها بپرسید. گرچه ممکن است داده های آن ها هم مشاهداتی باشد و نه دقیق، اما حداقل به شما نشان می دهد که چه راه هایی پیش رو دارید.
اول، دانشکده ی ریاضی و دانشکده ی مدیریت و اقتصاد شریف، آقای دکتر زنگنه و سرکار خانم دکتر زمانی
دوم، مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان، آقایان دکتر باستانی و داداشی
سوم، دانشگاه علامه، آقای دکتر ممقانی
چهارم، دانشگاه سمنان، آقای دکتر بحیرایی (مطمئن نیستم که دانشگاه سمنان دوره ی مجزای ریاضی مالی داشته باشد)
پنجم، جاهایی که من نمی شناسم ولی شما می شناسید!
به هر کدام از این افراد ایمیل بزنید و محترمانه (تاکید می کنم محترمانه) تقاضا کنید به شما یک وقت ملاقات حضوری یا تلفنی تقدیم کنند. سوالات خود را از قبل به شکل موجز آماده کنید و از آن ها بپرسید. جواب های شان را هم یادداشت کنید. ازشان بخواهید اگر صلاح دیدند، شما را با فارغ التحصیلان سابق ریاضی مالی مرتبط کنند. این نکته را بدانید که  ممکن هیچ کس جواب قطعی به سوال شما را نداند و تنها شما هستید که باید با تحقیق جواب خود را پیدا کنید. هیچ راه ساده ای وجود ندارد.

توضیح ِ محترمانه: من در طول سه چهار سال گذشته ایمیل ها زیادی از دانشجویان ایرانی دریافت کردم. گرچه افراد معدودی هم هستند که می دانند از من طلبکار نیستند و ایمیل هایشان محترمانه و دقیق است، افراد زیادی بیشتر از دو دقیقه برای نوشتن ایمیل وقت صرف نکرده اند. ایمیل هایی که با عبارت «دکتر جون» و امثال آن شروع می شود، نازیبا است. اگر وضع خود را در یک یا دو جمله توضیح ندهید، جواب دادن به سوال خود را مشکل می کنید. اگر من واقعا بخواهم ایمیلی که فقط یک سوال پرسیده جواب دهد، باید یک سری سوال راجع به این که شما کجا درس خواندید، در حال حاظر کجا مشغول هستید، چه هدفی دارید و غیره بپرسم؛ در حالی که می توانید تمام اطلاعات مربوط به سوال تان را در اختیار سوال شوند بگذارید و به او در جواب دادن به سوال تان کمک کنید.

پ.ن.: اگر ایمیل به من زدید و جواب نگرفتید، لزوما به این معنی نیست که ایمیل تان را نامحترمانه تشخیص داده ام. بیشتر ایمیل هایی که جواب نداده ام، فرصت نداشتم.

۶ نظر:

  1. با سلام
    1- در مورد ریاضی مالی به نظرم الآن یک بلبشویی در این زمینه در ایران به وجود اومده هر کس که بلده معادله دیفرانسیل حل کنه و دیده شبیه به این معادله دیفرانسیل اون ممکن است در زمینه مالی هم وجود داشته باشه خودش رو متخصص ریاضی مالی می دونه و برای دانشجوهاش در زمینه مالی پروژه تعریف می کنه بنابراین نباید انتظار زیادی از دانشجوهای آتی داشت.
    2- شما تو متنتون به یکی از مهم ترین ضعف های آموزش عالی در ایران پرداختید. در دانشکده شما اگر فارغ التحصیلان دانشکده نتونن کار مناسب پیدا کنن دانشکده شما نمی تونه دانشجو به اندازه کافی جذب کنه و به شکل می خوره و همین موضوع باعث میشه دانشکده سعی کنه همیشه کیفیت دوره ها رو به طور مرتب در رقابت با سایر دانشگاه ها افزایش بده. اما در ایران تمام هزینه دانشکده ها رو دولت تامین می کنه (منظورم بیشتر دانشکده های ریاضی و در دانشگاه های دولتی هست) تو این حالت کسی به فکر افزایش کیفیت دوره ها نیست و از طرفی به دلیل سیستم متمرکز تصمیم گیری مثلا اگر دانشکده ای بخوادیک دوره جدید رو تعریف کنه و یا تعییراتی تو سرفصل ها ایجاد کنه نیاز به اجازه وزارت دعلوم داره که خیلی وقت ها گرفتن چنین اجازه هایی چندین سال زمان میبره و بعدش هم معلوم نیست وزارت خونه مواففت کنه یا نه. وقتی اعضای دانشکده می بینن تحت هر شرایطی اونها حقوقشون رو می گیرن و از طرفی اصلاح دوره های موجود و یا ایجاد دوره ای جدید کلی دردسر داره کسی به فکر بهبود دوره ها نیست.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عباسی عزیز،
      مورد اول اگر استاد مربوط ریاضی مالی هم بدونه و سوادش رو به دانشجو انتقال بده به نظرم اشکالی نداره.
      مورد دوم اما فقط به دولتی یا خصوصی بودن ارتباط نداره. مثلا دانشگاه ما نه تنها دولتیه بلکه شاید حدود ۸۰-۹۰٪ بودجه اش از طرف دولت تامین می شه. اما به خاطر پایبندی به اصل استقلال دانشگاه، تمام سلسله مراتب تشویقی و ارتقا هیات علمی بر اساس سیاست های داخلی دانشگاه که اون هم با انگیزه ی افزایش عددی متریک هایی است که یک دانشگاه رو برجسته می کنه. دولت می تونه با در نظر انگیزه های مالی دانشگاه، بر حسب عملکرد دانشگاه بودجه اش رو زیاد کنه اما دخالتی هم در امور ریز داخلی اش نکنه.

      حذف
  2. ممنون به خاطر پاسخ ها.
    خیلی از افراد از جمله خود من، به دلیل اینکه از نزدیک دانشگاه های خارجی رو ندیدیم ، گاه ممکن هست تصورات غلطی از نحوه اداره شدن اونها داشته باشیم (به تجربه فهمیدم اغلب ایرانی ها وقتی از خارج صحبت می کنن در واقع دارن دنیایی خیالی رو توصیف می کنن ، که براساس اون سیستمی که از نظر خودشون درست هست ، داره اداره میشه نه اون چیزی که واقعا هست). من پیشنهادم اینه که اگر فرصت کردید یک پست در مورد نحوه اداره شدن و سازوکار دانشگاه های امریکایی بنویسید. به خصوص من دوست دارم در مورد موضوعات زیر بدونم (که احتمالا برای خوانندگان بسیاری مفید باشه) البته تعداد سوال هام زیاده اما می تونه گره های ذهنی خیلی از ماها رو در مورد دانشگاه ها و نحوه جذب دانشجوی اونها باز کنه. امیدوارم مانی اگر فرصت کردید به این سوالات تو یه پست جواب بدید.
    1- نحوه جذب دانشجو در دانشگاه های امریکایی چطور هست؟ به طور مشخص منظورم اینه که در ایران کنکور برگزار میشه و افراد براساس رتبه کنکورشون رشته ها و دانشگاه ها رو انتخاب می کنن، آیا تو امریکا هم چیزی شبیه به این وجود داره؟ اگر چنین سازوکاری وجود نداره (منظورم چیزی شبیه به کنکور هست) ممکن هست تقاضا برای دانشگاه های تاپ مثل هاروارد خیلی خیلی بالا باشه با این تقاضای بالا چه کار میکنن؟ و اگر این سازوکار وجود داره چه شکلی هست؟
    2- در ایران به دلیل کنکور یک سازو کار خاص در مورد انتخاب رشته به وجود اومده و اونهم اینه که دانشجوها براساس رتبه هاشون تو کنکور رشته ها رو طبقه بندی و انتخاب می کنن ، مثلا دانشجوهایی که میان تو دانشگاه علم و صنعت کامپیوتر بخونن اغلب رتبه های کنکور (و در اغلب موارد وضعیت درسی) بهتری نسبت به کسانی دارن که اومدن ریاضی یا فیزیک رو تو علم وصنعت بخونن. آیا چنین وضعیتی تو دانشگاه های امریکا هم مشاهده میشه؟
    اگر چنین وضعیتی مشاهده میشه براساس چه سیستمی دانشجوها متمایز میشن تا به رشته های بهتر برن؟ و اگر چنین وضعیتی مشاهده نمیشه به نظر شما دلیلش چی می تونه باشه؟
    3- توی ایران دانشگاه ها یه جورایی براساس کنکور رتبه بندی شدن یعنی دانشجوهایی که مثلا در دانشگاه شریف تحصیل می کنن عموما خیلی بهتر ازدانشجوهایی هستن که وارد دانشگاهی مثل بندرعباس میشن و این باعث میشه بعضی دانشگاه ها مثل شریف یا تهران حتی اگر خودشون هم در زمینه هایی ضعیف عمل کنن به دلیل ورودی های با کیفیت تر، خروجی های بهتری داشته باشن، می خواستم بدونم آیا این پدیده در امریکا هم مشاهده میشه یعنی آیا بین ورودی های دانشگاهی مثل دانشگاه شما و یک دانشگاه معروف در نیویورک تفاوت فاحشی وجود داره یا نه؟
    اگر وجود نداره به نظرتون چرا این پدیده در ایران اتفاق افتاده ولی در امریکا نه؟ و اگر تفاوت وجود داره دانشگاه ها با این تفاوت چطور برخورد می کنن؟ منظورم از قسمت آخر این سوال اینه که در ایران سرفصل های درسی و دروس رشته ای مثل ریاضی در دانشگاهی مثل شریف تفاوتی با دروس و سرفصل های درسی این رشته در دانشگاهی مثل بندرعباس و یا پیام نور نداره در حالیکه کیفیت دانشجوهای ورودی شون خیلی متفاوت هست. می خواستم بدونم اونجا هم اینطور هست یا نه؟
    4- سازو کار تامین مالی دانشگاه های دولتی مریکا چگونه هست؟
    ادامه در کامنت بعدی

    پاسخحذف
  3. 5- دانشگاه های دولتی چقدر ازادی عمل دارن؟ یعنی اگر یک دانشگاهی بخواد یک رشته جدید رو راه اندازی کنه آیا می تونه این رشته رو بدون اجازه از دولت راه اندازی کنه؟ یا اگر دانشکده ای بخواد در سرفصل دروس مربوط به یک رشته تغییر ایجاد کنه و بخواد بعضی درس ها رو حذف کنه و به جای اونها درس جدید قرار بده، آیا این اختیار رو داره یا نه؟ و اگر دانشکده این اختیار رو داره، آیا این موضوع باعث نمیشه که افرادی که از یک رشته یکسان در دو دانشگاه مختلف فارغ التحصیل میشن خیلی با هم تفاوت داشته باشن؟
    6- در ایران تقریبا دانشگاه ها مسئولیتی در قبال فارغ التحصیلانشون ندارن و براشون مهم نیست که اونها چی کار می کنن مثلا تعداد نسبتا قابل توجهی از فارغ التحصیلان ریاضی در دهه 80 شمسی در ایران کارمند بانک شدن (من آماری از این موضوع ندارم فقط با مشاهدات محدودم از دوستانم این رو می گم) خوب براساس این چیزی که شما تو این پست نوشتید اگر دانشگاه ها بازار کار فارغ التحسبلان رو رصد می کردن می تونستن برای دانشجوهای ریاضی کورس هایی در مورد بانک داری بزارن تا دانشجوهای بعدی موفق تر از قبلی ها بشن و حتی شانس دانشجوهای آتی افزایش پیدا کنه که در ایران این کار چندان نمیشه ، در امریکا وضعیت چه طوری هست؟
    7- فارغ التحصیلان ریاضی در امریکا عموما به چه شغل هایی مشعول میشن؟ و وضعیت رشته ریاضی از نظر وضعیت اشتغال و بیکاری نسبت به سایر رشته ها چطوری هست ؟(اگر حدودی هم تخمین خودتون رو بگید کفایت می کنه)
    8- تعداد افرادی که در رشته ریاضی جذب دانشگاه ها میشن در مقایسه با رشته های دیگه چطوری هست؟ من چند وقت پیش به سایت اداره نیروی کار امریکا BLS که رفته بودم تعداد افرادی رو که به عنوان ریاضیدان ( احتمالا منظورش تعداد اساتید ریاضی بوده) در امریکا کار می کنن رو 3000 نفر نوشته بود در حالیکه ما همین حالا تو ایران بیشتر از دو سه هزار نفر استاد ریضی داریم، این عجیب نیست تو امریکای 300 میلیون نفره با انبوه دانشگاه ها تعداد ریاضیدان هاش به اندازه ایران باشه؟
    9- سازو کار جذب دانشجوی دکتری توی امریکا چطور هست؟ در ایران الآن اینجوری هست که ما مثل کنکور سراسری کنکور می دیم و بعد افرادی براساس رتبه کنکور به دانشگاه ها برای مصاحبه معرفی میشن؟ تو این سازوکار خیلی پیش میاد که استاد نتونه دانشجوی مورد نظرش رو انتخاب کنه (مثلا حالتی رو تصور کنید که استادی به دنبال دانشجویی با توانایی برنامه نویسی بالاست و دانشجویی با این ویژگی رو انتخاب می کنه اما اون دانشجو در اولویت های قبلی خودش قبول میشه و استاد نمی تونه اون رو بگیره) و یه موضوع دیگه هم اینه که اغلب استاد ها قبل از پذیرش دانشجوی دکتری هیچ ایده ای برای کار اون ندارن (و اصلا موضوع تحقیقاتی ندارن) دانشجو میاد و بعد از دوسال تو اینترنت سرچ می کنن و یه موضوعی بالاخره پیدا می کنن. می خواستم بدونم شرایط در امریکا چطوری هست؟
    آیا شبیه ایران هست؟ مثلا یکی از دوستانم زمانی که برای دکتری به دانشگاهی توی فرانسه رفت قبل از اینکه از ایران بره موضوع تزش مشخص بود.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اتفاقا ایده ی خوبیه که یه پستی راجع به این تفاوت ها بنویسم. ممنون از پیشنهادتون.

      حذف
  4. گویا ساختار ضعیف ای‌میل‌ها، برای شما هم آزاردهنده‌س. من هم مثل شما روزانه حداقل ۵ ای‌میل دریافت می‌کنم که تقریباً همه‌شون حتی سابجکت هم ندارن.
    واسه همین توی وبلاگم چندین پست در مورد نحوه نوشتن رسمی ای‌میل نوشتم. اگر خواستید، می‌تونید به دیگران توصیه‌شون کنید:
    http://goo.gl/VMg8uS

    پاسخحذف