حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۴ مرداد ۲, جمعه

خوش گلمیشیز مش دونالد

«اما راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار و خوشه چینان خرمن سخن دانی و صرافان سر بازار معانی و چابک سواران میدان دانش توسن خوش خرام سخن را بدینگونه به جولان در آورده اند که «مک دانلد (یا همون مش دونالد خودمون) فراخوان داده که هر کس می خواهد در ایران شعبه بزند بسم الله. از دو زاویه می شود این فراخوان را بررسی کرد. زاویه ی اول این که در ایران جماعتی (متوهم) به غلط مک دانلد را سمبل استعمار آمریکا می دانند و حضور آن در ایران را با نفوذ صحیونیست و فروماسونری و اجنه یکسان. حال این که در بلاد کفر مک دانلد آتش است به خرمن صحت و سلامت و سمبل اضافه وزنی و غذای ناسالم  و البته از بعد اجتماعی پاتوقی برای افراد بی خانمان بعد از ساعت ۱۲ شب. باز صد رحمت به مک دانلد اروپا که حداقل وقتی اکیدا گرسنه هستی حاضر می شوی غذایش را بخوری. فست فودهای به مراتب بهتری از مک دانلد وجود دارند که احتمالا ذکر نامشان در بلاد اسلامی رگ گردن این جماعت را بیرون نمی زند.
اما زاویه ی دیگر این است که مفسرین اقتصادی رادیوی ان پی آر (National Public Radio) در آمریکا هم یکی دو بار در حین رانندگی بنده، به آن اشاره کردند. اگر این تفاسیر اشکال دارد، نویسنده تا این جا بی تقصیر است. اما چون خود نویسنده اشکالی در آن پیدا نکرد، آن را در وبلاگش نقل می کند. وقتی تجارت مستقیم و غیرمستقیم با ایران آزاد شود، بازار ایران برای سرمایه دار خارجی دو جذابیت مختلف دارد. اول این که بخش احتمالا بزرگی از مصرف داخلی ایران که از خارج تامین می شود بازار خوبی برای این سرمایه داران است. بازار ایران رقابتی برای شرکت های آمریکایی و اروپایی برای صادرات کالا خواهد بود؛ چیزی که پیش از این در انحصار شرکت های چینی بوده است. با وجود این که این رقابت می تواند به کاهش قیمت برخی از کالا ها و افزایش کیفیت برخی کالاهای دیگر ختم شود، التیامی برای اقتصاد بیمار ایران نخواهد بود چه برسد به درمان.
بخش دیگر سرازیر شدن جریان سرمایه گذاری خارجی در بخش های بنیادی و ابرساختارهای ایران است که اگر اتفاق بیفتد بیکاری را تا حد محدودی کم می کند. حداقل ساختارهای لازم برای ایجاد یک اقتصاد پایدار مثل بخش حمل و نقل را می توان از طریق جذب سرمایه گذاری اقتصادی فراهم کرد. به دلایلی فکر می کنم که ایران در کوتاه مدت فقط از بخش اول سود می برد. بخش دوم سرمایه گذاری عظیمی است که ریسک بزرگی دارد و کل آن وابسته به این است که قواعد بازی در اقتصاد ایران برای همه یکسان باشد که نیست و احتمالا به این زودی نخواهد بود. مهم تر این که باید دید که آیا این به اصطلاح «برجام» پایدار می ماند یا توسط یکی از طرفین نقض می شود. مثلا رئیس جمهور آمریکا به زودی عوض می شود و کسی نمی داند رئیس جمهور بعدی چه روی کردی در پیش می گیرد. این عدم اطمینان باعث می شود که سرمایه گذاری ها در ایران بسیار محدود و احتمالا در قالب قراردادهای بین دولت و شرکت های خارجی باشد که آن هم بیشتر شبیه به واردات است تا سرمایه گذاری. چرا که شرکت خارجی بخشی از پول خود را دریافت می کند که اگر در آینده مشکلی پیش آمد و پروژه متوقف ماند سرش کلاه نرود. یک سرمایه گذاری اقتصادی این است که سرمایه گذار تمام ریسک را بپذیرد و پولش را در پروژه بخواباند تا در آینده سود ببرد؛ نه این که از ابتدای پروژه سودش قطعی باشد.
با توجه به شرایط اقتصادی سال های اخیر، تنها فایده ی دو طرفه برجام  در مورد اول است که البته همان هم پیشرفت بزرگی است و فواید آن در کوتاه مدت توسط مردم ایران رویت خواهد شد.

۲ نظر:

  1. باسلام و خسته نباشید
    لطفا در صورت امکان کتابهایی در موضوع معادله بلمن و نظریه کنترل بهینه معرفی کنید. کتابی از ralf korn رو مطالعه کرده ام ولی متوجه مطالب نشده ام.
    ممنونم

    پاسخحذف
  2. جان استوارت هم می‌گفت به جای بمباران ایران مک‌دونالد که بره همراه‌ش دیابت و بیماری قلبی می‌بره دیگه نیازی به بمب هم نیست

    پاسخحذف