حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۵ خرداد ۵, چهارشنبه

یک نمونه‌ی ایرانی از دخالت دولتی در آموزش

در اخبار آمده است که سختی سوالات درس فارسی امتحان سراسری سال آخر دبیرستان باعث شده دانش‌آموزان در شیراز تجمع اعتراضی برگزار کنند. چرا باید امتحان سراسری باشد؟ چه دلیلی دارد فکر کنیم سراسری بودن امتحان نفعش بیشتر از ضررش است؟  اصلا چه تضمینی وجود دارد که طراح‌های امتحانات سراسری امتحانات بهتری طراحی کنند؟ مخصوصا این که اشتباهاتشان در بزرگترین مقیاس ممکن تاثیرگذار خواهد بود. چرا اجازه نمی‌دهیم که مدارس خلاقیت‌های خود را در تدریس و آموزش خارج از چهارچوب بسته‌ی وزارت آموزش و پرورش به کار گیرند؟ چرا اجازه نمی‌دهیم که رتبه‌ی مراکز آموزشی توسط موفقیت فارغ التحصیلان آن ها در سطح جامعه بررسی شود و نه از طریق نمرات امتحانات سراسری!

پ.ن.: در نظام آموزشی آمریکا هم امتحانات سراسری وجود دارد و نمره‌ی دانش‌آموزان در این امتحانات تعیین کننده‌ی سطح مدارس است. این هم یک نمونه مشابه از دخالت دولتی در آموزش است.

۱۳۹۵ خرداد ۴, سه‌شنبه

نمونه‌ای از دخالت‌های دولت در دانشگاه‌های دولتی

در ادامه‌ی پست قبلی، یک مثال دیگر از دخالت‌های دولت ایالتی تگزاس در امور دانشگاه‌های دولتی ایالت می‌آورم. طبق لایحه‌ی ۵۸۸ قانون آموزش دانشگاهی تگزاس موسوم به قانون ۱۰٪، دانش‌آموزانی که در ۱۰٪ برتر دوره‌ی ورودی خود در دبیرستان قرار گیرند، به طور اتوماتیک در تمام دانشگاه‌های دولتی ایالت پذیرفته خواهند شد. این قانون یک استثنا دارد که مربوط به دانشگاه تگزاس در آستین است که این درصد را به هفت کاهش می‌دهد. 

چرا این قانون وضع شده است؟
این قانون در دهه‌ی نود به منظور رفع تفکیک نژادی در دانشگاه‌های تگزاس انجام شده است. تفکیک نژادی در دبیرستان‌های تگزاس و البته بیشتر ایالت‌های جنوبی هنوز کم و بیش وجود دارد. این تفکیک به دلیل محدودیت‌های اقتصادی خانواده‌های اقلیت نژادی صورت می‌گیرد. اقلیت‌هایی نظیر آفریقایی تبارها یا لاتین تبارها در محله‌های خاصی زندگی می‌کنند و طبیعتا ترجیح می‌دهند به دبیرستان محله‌ی خود بروند. لازم به ذکر است که این اقلیت‌ها سنتا در مشاغل کم درامد مشغول با کار هستند و در نتیجه نمی‌توانند به مدرسه کمک زیادی بکنند. در حالی که در محله‌هایی که افراد طبقه‌ی متوسط و بالای جامعه زندگی می‌کنند، مدارس کمک زیادی از والدین دریافت می‌کنند و بنابراین بودجه‌ی بیشتری دارند، با وجود این که کمک‌های دولتی به مدارس محله‌های کم درامد بسیار بیشتر است.
قانون‌گذاران تگزاس در دهه‌ی نود تصمیم گرفتند که با وضع این قانون دست دانشگاه را در ایجاد تفکیک نژٓادی ببندند. در نتیجه، ۱۰٪ بالایی یک مدرسه‌ی آفریقایی‌تبار، می‌توانند به بهترین دانشگاه تگزاس بروند. شاید بسیاری از افراد با این روش موافق باشند اما به نظر من این روش کمک چندانی نمی‌کند. دانشگاه‌ها معمولا آخرین جاهایی هستند که می‌توان در آن تعصب نژادی یافت. اگر در دهه‌ی نود دانشگاه تگزاس آستین خالی از رنگین پوستان بوده است، دلیلش را باید جای دیگری جست. ثانیا، این قانون عامل اصلی کم بودن دانشجویان اقلیت در دانشگاه‌های خوب تگزاس را از بین نبرده است. هنوز بسیاری از دانش‌آموزان دبیرستانی که بین این ۱۰٪ هستند، به دلیل کمی درآمد تصمیم می‌گیرند به دانشگاه ارزان‌تری بروند، که طبیعتا بدون این قانون هم می‌توانستند به آن دانشگاه بروند. به نظر من این قانون تنها کاری که می‌کند این است که کسانی که می‌توانند از دانشگاه پذیرش بگیرند را اتوماتیک به دانشگاه می‌فرستد و مقداری از کار اداری مربوط به پذیرش می‌کاهد. اما اگر همین دانشجویان تقاضای کمک مالی داشته باشند، احتمالا باید همان مقدار کار اداری را انجام دهند.

۱۳۹۵ خرداد ۳, دوشنبه

آزادی عمل در دانشگاه دولتی

این پست در جواب به این سوالات است:


«دانشگاه های دولتی چقدر ازادی عمل دارن؟ یعنی اگر یک دانشگاهی بخواد یک رشته جدید رو راه اندازی کنه آیا می تونه این رشته رو بدون اجازه از دولت راه اندازی کنه؟ یا اگر دانشکده ای بخواد در سرفصل دروس مربوط به یک رشته تغییر ایجاد کنه و بخواد بعضی درس ها رو حذف کنه و به جای اونها درس جدید قرار بده، آیا این اختیار رو داره یا نه؟»

میزان آزادی عمل دانشگاه دولتی  بستگی به قدرت آن دارد. از آن‌جا که بخشی از بودجه دانشگاه در دست سیاستمداران است، سیاست‌مداران ممکن است برای رسیدن به خواسته‌های خود دانشگاه را تحت فشار قرار دهند. خوشبختانه جامعه‌ی علمی تا حد زیادی عدم استقلال  را بی‌نمی‌تابد و در برابر این خواسته‌ها مقاومت می‌کند.  اگر اشتباه نکنم در اروپا بیش از ۲۰۰ سال است که استقلال دانشگاه اصل مورد قبول همه است. دانشگاه‌های آمریکایی هم 
از بدو تاسیس کم و بیش تابع این اصل بوده‌اند. 

رشته‌های دانشگاهی هم کم و بیش توسط دانشکده ایجاد می‌شوند. چیزی که به آن در ایران رشته می‌گوییم این جا برنامه  (program) نامیده می‌شود. برنامه‌های تحصیلی رشته‌های جا افتاده مثل ریاضی محض به ندرت تغییر می‌کنند و در دانشگاه‌های مختلف تقریبا یکسان هستند. با این وجود گاهی گردانندگان این برنامه‌ها می‌توانند تغییراتی در آن بدهند. مثلا سال‌های بسیار دور برنامه‌ی ریاضی محض با منطق ریاضی و نظریه‌ی مجموعه‌ها شروع می‌شود. اما این برنامه از یک جایی تغییر کرد و اکنون تمام دانشگاه‌ها حتی در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران هم برنامه‌ی متقاوتی دارند. اما برنامه‌هایی نظیر ریاضیات محاسباتی ممکن است هر چند سال یک بار تغییر کند. حتی ممکن است در یک دانشگاه با محوریت کاربردها در سیالات باشد اما در دانشگاه دیگر محور دیگری داشته باشد. مسئولیت تغییر و تحول در برنامه‌ها با مدیر هر برنامه است. قوانین داخلی یک دانشگاه یا دانشکده ممکن است از مدیر بخواهد که تغییرات را به تصویب یک کمیته‌ای در دانشکده یا دانشگاه برساند. اما دولت هیچ حق دخالتی در این نوع تصمیمات ندارد. حتی لازم نیست که این تغییرات به دولت اعلام شود. 

در این بخش یک نمونه از دخالت‌های دولت را در دانشگاه خودمان می‌آورم تا شکل دخالت‌های دولت مشخص شود. دولت فلوریدا یک سیستم شماره‌گذاری یکسان دروس در تمام دانشگاه‌های دولتی پیاده کرده است. به این شکل، درس احتمال یا فرایند‌های تصادفی به دانشکده‌ی آمار تعلق گرفته است. طبیعی است که تغییرات سالیان اخیر، رشته‌ی آمار را به سمت و سویی سوق داده که کمتر نیاز به احتمال پیشرفته پیدا می‌کند. در حالی که نیاز ریاضیات به احتمال پیشرفته هنوز کم نشده است. طبیعی است که وقتی این دروس در دانشکده‌ی آمار ارائه نشوند، دانشکده‌ی ریاضی هم نمی‌تواند این دروس را با شماره‌ی آمار آن‌ها ارائه دهد. قانون‌گذار چنین یکسان‌سازی کمیته‌ای را پیشبینی کرده که تغییرات مورد درخواست را به این کمیته پیشنهاد بدهند. اما از آن جا که این کمیته کار اداری پیچیده ای دارد، هیچ دانشکده‌ای دوست ندارد این تغییرات را به آن کمیته بفرستد. به همین دلیل دروس زیادی به شما‌ره‌ی درس «مباحث ویژه» ارائه می‌شوند؛ مثلا فرایندهای تصادفی پیشرفته یا حسابان تصادفی. 
«و اگر دانشکده این اختیار رو داره، آیا این موضوع باعث نمیشه که افرادی که از یک رشته یکسان در دو دانشگاه مختلف فارغ التحصیل میشن خیلی با هم تفاوت داشته باشن؟»
بله! افراد مختلف در دانشگاه‌های مختلف تفاوت‌هایی با هم دارند. این تفاوت تنها ناشی از تفاوت برنامه‌ی تحصیلی نیست. دانشگاه‌های مختلف در رقابت با یکدیگر، برنامه‌های تحصیلی موثرتری را اجرا می‌کنند. طبیعی است که اگر تشخیص دهند تغییراتی در برنامه به افزایش بهره‌وری یا شانس یافتن شغل بهتر برای فارغ التحصیلان می‌انجامد، حتما این کار را می‌کنند. هیچ دلیلی ندارد که یکسان سازی سرفصل‌های تحصیلی چیز خوبی باشد. چه دلیلی دارد که آن کمیته‌ی پنج نفره‌ی وزارت علوم از پنج همکار دیگرشان در یک دانشگاه دیدگاه بهتری در مورد برنامه‌ی تحصیلی داشته باشند؟



      

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۷, جمعه

ادامه‌ی تحصیل در خارج از کشور

اگر در ایران دانشجوی فوق لیسانس یا دکتری هستید و قصد ادامه‌ی تحصیل در خارج از کشور را دارید، اولین چیزی که باید یادبگیرید زبان است. زبان انگلیسی در بسیاری از کشورها کافی است و در بسیار کشورها نیست، اما در همه‌ی کشورها لازم است انگلیسی بنویسید. دانشگاه‌های آمریکا و کانادا از شما نمره‌ی زبان انگلیسی می‌خواهند و گاهی اوقات تلفنی یا از طریق اسکایپ با شما مصاحبه می‌کنند تا ببینند که تسلط شما به زبان انگلیسی چه‌قدر است.

داشتن مقاله‌ی آی اس آی یا هر کوفت و زهرمار دیگری در خیلی از رشته‌ها مهم نیست، حتی اگر هم باشد کسی به آی اس آی بودن مقاله اهمیتی نمی‌دهد. بیشتر کله‌گن ده‌های علمی که من می‌شناسم حتی نمی‌دانند آی اس آی چیست. از مقاله‌ای که یک دانشجوی فوق لیسانس می‌نویسد توقع چندانی نمی‌رود که مقاله‌ی برجسته‌ای چاپ کنند. چاپ مقاله فقط نشان می‌دهد که دانشجو در یک کار تحقیقاتی فعال بوده است که یک نقطه‌ی مثبت است.

برای این که به مشکلات اداری نخورید، بهتر است که زودتر از تاریخ سررسید تقاضای خود را کامل کنید. مثلا اگر تاریخ انقضا آخر دسامبر است، بهتر است تا اول دسامبر تمام مدارک از جمله توصیه‌نامه‌ی فرستاده شده باشند.

اگر مایل هستید در موضوع خاصی ادامه‌ی تحصیل دهید، بهتر است فقط دانشگاه‌هایی تقاضا دهید که استادی دارند که در آن موضوع مشغول فعالیت است. اساتیدی هستند که قبلا روی موضوع مورد علاقه شما کار می‌کردند ولی دیگر روی این موضوع کار نمی‌کنند. این اساتید احتمالا تمایل به کار با شما ندارند. برخی از رشته‌ها و دانشکده‌ها وقتی دانشجویی را قبول می‌کنند، استاد راهنمای آن دانشجو معلوم است، در حالی که برخی دیگر دانشکده‌ها ابتدا دانشجو را پذیرش می‌کنند و بعد از این که دانشجو امتحانات جامع را داد، استادش را انتخاب می‌کند. اگر موضوعی را از پیش انتخاب نکنید، طبیعتا شانس بهتری برای گرفتن پذیرش دارید.

بزرگ‌ترین مشکلی که بسیاری از متقاضیان دارند، خودبزرگ‌بینی است. درست است که استانداردهای آموزشی ایران به نسبت کشورهای همسایه و هم سطح کمی بهتر است، اما وقتی برای یک دانشگاه نسبتا خوب در یک کشور بهتر در آموزش تقاضا می‌دهید، طبیعی است که فرض کنید که سایر متقاضیان هم شرایط مشابه و حتی بهتر از شما دارند. بسیاری از متقاضیان از کشورهایی هستند که به طور متوسط تسلط بیشتری به زبان انگلیسی دارند. کشورهایی مثل چین  دانشگاه‌های بهتری نسبت به ایران دارند و طبیعتا متقاضیان آن کشورها رقیب‌های جدی برای پذیرش هستند.

این که یک متقاضی سعی می‌کند شرح حال علمی خود را طوری بنویسد که افراد را شگفت‌زده کنند، کار نمی‌کند. باید به افراد کمیته‌ی انتخاب نشان دهید که می‌دانید به چه راهی قدم می‌گذارید. کسی انتظار ندارد شما جزئیات رشته‌ی مورد نظر را بدانید. اما نشان دهید که کلیات آن را می‌دانید و می‌دانید چه موضوعاتی در آن دانشگاه وجود دارد. مخصوصا این که به موضوعاتی که در آن دانشگاه وجود ندارد، نباید ابراز علاقه کنید. باید برای هر دانشگاه یک شرح حال جدا بنویسید یا حداقل یک یا دو پاراگراف از شرح حال را عوض کنید. باید بنویسید که چرا این دانشگاه را انتخاب کردید، اما از نوشتن کلیشه‌هایی نظر دانشگاه فلان دانشگاه بسیار عالی است یا استاد فلان یکی از بهترین‌ها است جدا خودداری کنید. برعکس نشان دهید که تا حدی از راهی که تصمیم دارید در آن قدم بگذارید، اطلاعات دارید. بهتر است کمی در سایت دانشکده، برنامه، و اساتید آن گشت بزنید و اطلاعات لازم را جایی نگه دارید.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

تامین مالی دانشگاه‌های دولتی آمریکا

همان طور که از اسمش مشخص است، منبع مالی دانشگاه دولتی دولت است. در آمریکا، دانشگاه‌های دولتی از دولت ایالتی پول می گیرند. بخشی از این پول توسط دولت فدرال و از منبع مالیات‌های اخذ شده برای هزینه در بخش آموزش به دولت ایالتی تحویل داده می‌شود. همان‌طور که می‌شود حدس زد، این مبالغ به هیچ وجه نمی‌توانند کفاف تمام هزینه‌های یک دانشگاه را بدهند؛ خصوصا برای دانشگاه‌هایی که در لیست بهترین دانشگاه‌های دنیا هستند و برای حفظ کیفیت نیاز به هزینه‌کردن دارند. این هزینه‌ها شامل اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان مستعد، افزایش حقوق اساتید برای استخدام بهترین‌ها، ایجاد امکانات سخت افزاری نظیر کتابخانه یا منابع دیجیتال، ساخت آزمایشگاه‌های پیشرفته و غیره.

برای تامین هزینه‌های دانشگاه منابع بسیاری وجود دارد. اولین منبع شهریه‌های دانشگاهی هستند. دانشگاه‌های خصوصی معمولا شهریه‌ای حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار دلار در سال دارند و تقریبا تمام هزینه‌های خود را از طریق این شهریه تامین می‌کنند. دانشگاه‌های دولتی معمولا در حال چانه‌زنی با دولت ایالتی برای افزایش هزینه‌های خود هستند. حتی لابیست‌های زیادی استخدام می‌کنند تا نظر نمایند‌گان مجلس ایالتی به نفع دانشگاه‌های دولتی برگردانند. 

منبع دیگر تامین هزینه‌های در دانشگاه‌های دولتی و هم چنین خصوصی املاک و مستقلات و پول نقد وقفی است. بسیاری از فارغ التحصیلان موفق، اساتید موفق بازنشسته، و سایر افراد متمول علاقه‌ی خود به محل تحصیل خود را با بخشیدن بخشی از دارایی خود به نشان می‌دهند. بسیاری از ساختمان‌های دانشگاه با هزینه‌ی افراد خیر ساخته می‌شود. بخش زیادی از کمک هزینه‌های تحصیلی دانشجویان از طریق این موقوفات تامین می‌شود. بخشی از هزینه‌ی افزایش حقوق و مزایای استادی برجسته نیز از همین منبع تامین می‌شود. به غیر از معافیت‌ها مالیاتی، چیزی که باعث می‌شود افراد به این وقوف ترغیب شوند، علاقه‌ی وقف کننده به علم و دانش است.

منبع دیگری که دانشگاه را تامین می‌کنند، درآمدهای پژوهشی است. اعضای هیات علمی می‌توانند به مراکزی که تحقیقات را اسپانسر می‌کنند، تقاضا دهند و مبالغی را تحت عنوان گرنت (grant) برای تحقیقات خود دریافت کنند. این مبالغ که می‌تواند از چند هزار تا چند میلیون دلار متغیر باشد، هم بخشی از حقوق استاد و دانشجوهای زیر نظر او را تامین می‌کنند، و هم بخشی (حدود ۵۰ تا ۶۰٪) آن به طور مستقیم به دانشگاه تعلق می‌گیرد. مثلا اگر یک استاد دانشگاه صد هزار دلار گرنت بگیرد، حداقل پنجاه هزیار دلار آن به طور مستقیم به دانشگاه می‌رسد. این مبلغ درآمد پژوهشی بین دانشگاه، کالج و دانشکده‌ای که استاد در آن کار می‌کند تقسیم می‌شوند.

از آنجا که دانشگاه‌های دولتی غیرانتفاعی هستند، از مالیات معاف می‌شوند. دانشگاه‌های خصوصی هم اگر غیرانتفاعی باشند (که معمولا هستند) از مالیات معاف هستند. 

برخی دانشگاه‌های دولتی بسیار خوب مثل دانشگاه میشیگان، نیاز اندکی به بودجه‌ی دولتی  دارند و بیشتر هزینه‌های خود را از منابع دیگر تامین می‌کنند. یکی از مزایای این استقلال این است که دانشگاه کمتر تسلیم سیاست‌های دولت ایالتی می‌شود. وابستگی دانشگاه ما، دانشگاه ایالتی فلوریدا، و حتی دانشگاه‌های بهتر نظیر دانشگاه ویسکانسین، به دولت ایالتی مشکلاتی برای دانشگاه در تقابل با سیاست‌های آموزشی دولت ایجاد می‌کند. البته دانشگاه به ندرت تسلیم سیاست‌هایی می‌شود که از دولت تحمیل می‌شوند و ذات مستقل دانشگاه تا حدی حفظ می‌شود.