حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

تامین مالی دانشگاه‌های دولتی آمریکا

همان طور که از اسمش مشخص است، منبع مالی دانشگاه دولتی دولت است. در آمریکا، دانشگاه‌های دولتی از دولت ایالتی پول می گیرند. بخشی از این پول توسط دولت فدرال و از منبع مالیات‌های اخذ شده برای هزینه در بخش آموزش به دولت ایالتی تحویل داده می‌شود. همان‌طور که می‌شود حدس زد، این مبالغ به هیچ وجه نمی‌توانند کفاف تمام هزینه‌های یک دانشگاه را بدهند؛ خصوصا برای دانشگاه‌هایی که در لیست بهترین دانشگاه‌های دنیا هستند و برای حفظ کیفیت نیاز به هزینه‌کردن دارند. این هزینه‌ها شامل اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان مستعد، افزایش حقوق اساتید برای استخدام بهترین‌ها، ایجاد امکانات سخت افزاری نظیر کتابخانه یا منابع دیجیتال، ساخت آزمایشگاه‌های پیشرفته و غیره.

برای تامین هزینه‌های دانشگاه منابع بسیاری وجود دارد. اولین منبع شهریه‌های دانشگاهی هستند. دانشگاه‌های خصوصی معمولا شهریه‌ای حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار دلار در سال دارند و تقریبا تمام هزینه‌های خود را از طریق این شهریه تامین می‌کنند. دانشگاه‌های دولتی معمولا در حال چانه‌زنی با دولت ایالتی برای افزایش هزینه‌های خود هستند. حتی لابیست‌های زیادی استخدام می‌کنند تا نظر نمایند‌گان مجلس ایالتی به نفع دانشگاه‌های دولتی برگردانند. 

منبع دیگر تامین هزینه‌های در دانشگاه‌های دولتی و هم چنین خصوصی املاک و مستقلات و پول نقد وقفی است. بسیاری از فارغ التحصیلان موفق، اساتید موفق بازنشسته، و سایر افراد متمول علاقه‌ی خود به محل تحصیل خود را با بخشیدن بخشی از دارایی خود به نشان می‌دهند. بسیاری از ساختمان‌های دانشگاه با هزینه‌ی افراد خیر ساخته می‌شود. بخش زیادی از کمک هزینه‌های تحصیلی دانشجویان از طریق این موقوفات تامین می‌شود. بخشی از هزینه‌ی افزایش حقوق و مزایای استادی برجسته نیز از همین منبع تامین می‌شود. به غیر از معافیت‌ها مالیاتی، چیزی که باعث می‌شود افراد به این وقوف ترغیب شوند، علاقه‌ی وقف کننده به علم و دانش است.

منبع دیگری که دانشگاه را تامین می‌کنند، درآمدهای پژوهشی است. اعضای هیات علمی می‌توانند به مراکزی که تحقیقات را اسپانسر می‌کنند، تقاضا دهند و مبالغی را تحت عنوان گرنت (grant) برای تحقیقات خود دریافت کنند. این مبالغ که می‌تواند از چند هزار تا چند میلیون دلار متغیر باشد، هم بخشی از حقوق استاد و دانشجوهای زیر نظر او را تامین می‌کنند، و هم بخشی (حدود ۵۰ تا ۶۰٪) آن به طور مستقیم به دانشگاه تعلق می‌گیرد. مثلا اگر یک استاد دانشگاه صد هزار دلار گرنت بگیرد، حداقل پنجاه هزیار دلار آن به طور مستقیم به دانشگاه می‌رسد. این مبلغ درآمد پژوهشی بین دانشگاه، کالج و دانشکده‌ای که استاد در آن کار می‌کند تقسیم می‌شوند.

از آنجا که دانشگاه‌های دولتی غیرانتفاعی هستند، از مالیات معاف می‌شوند. دانشگاه‌های خصوصی هم اگر غیرانتفاعی باشند (که معمولا هستند) از مالیات معاف هستند. 

برخی دانشگاه‌های دولتی بسیار خوب مثل دانشگاه میشیگان، نیاز اندکی به بودجه‌ی دولتی  دارند و بیشتر هزینه‌های خود را از منابع دیگر تامین می‌کنند. یکی از مزایای این استقلال این است که دانشگاه کمتر تسلیم سیاست‌های دولت ایالتی می‌شود. وابستگی دانشگاه ما، دانشگاه ایالتی فلوریدا، و حتی دانشگاه‌های بهتر نظیر دانشگاه ویسکانسین، به دولت ایالتی مشکلاتی برای دانشگاه در تقابل با سیاست‌های آموزشی دولت ایجاد می‌کند. البته دانشگاه به ندرت تسلیم سیاست‌هایی می‌شود که از دولت تحمیل می‌شوند و ذات مستقل دانشگاه تا حدی حفظ می‌شود.

۳ نظر:

  1. سلام. خیلی خیلی ممنون که وقت میزارید و به سوالات من پاسخ می دید.
    یک موضوعی رو به شما در مورد وبلاگتون بگم (شاید هم می دونید)؛ وبلاگ شما در ایران فیلتر نیست؛ اما وقتی من بدون فیلتر شکن وارد وبلاگ شما می شم؛ امکان درج نظر ندارم!!!
    یک سوالی که برای من پیش اومده؛ حالا که در دانشگاه های دولتی امریکا هزینه ها بر عهده دولت هست و سازوکار متمرکزی هم مثل کنکور نیست قاعدتا باید متقاضیان دانشگاه های دولتی چندین برابر دانشگاه های خصوصی باشن (حداقل با معیار ایران باید اینطور باشه)؛ و دانشگاه ها باید از بین این متقاضیان افرادی رو انتخاب کنن؛ آیا این باعث نمیشه دانشگاه ها متهم به پارتی بازی بشن؟
    در ایران و در دوره دکتری که پذیرش براساس سوابق بود؛ اینقدر دانشگاه ها متهم به پارتی بازی شدن که دولت مجبور شد (و یا به این بهانه از فرصت استفاده کرد!!!) تا برای دکتری هم کنکور بزاره!!!

    پاسخحذف
  2. سلام
    احتمالا چون تمپلت رو از بلاگ اسپات می گیرم.

    مثلا چه جوری می شه پارتی بازی کرد. یک نفر که نظر نمی ده. یک کمیته در مورد متقاضی‌ها نظر می دن. قبل از اون هم یک اداره ای هست که مدارک متقاضیان رو بررسی می کنه و اگر چیزی کم داشته باشن بهشون خبر می ده. وقتی مهلت تقاضا تموم میشه، اگر مدارکشون ناقص باشه یا از میانگین های لازم از نمرات درسی رو کسب نکرده باشن، حذف می شن.
    مثلا اگر پسرعمه ی من تقاضا بده، تا وقتی پرونده اش دست من برسه، چند نفر دیگه بررسیش کردن. آخرش ممکنه بین ۴۰ نفر که بخوای ۲۰ نفر رو انتخاب کنی سعی بکنم پسرعمه‌ام رو به کمیته انتخاب تحمیل کنم. اما برای این کار باید دلیل بیارم تا قانع بشن.
    حتی اگر تمام کمیته‌ی انتخاب هم گاوبندی کنن که فک و فامیل هم رو قبول کنن، بعد که میان دانشگاه باید درسها رو پاس کنن. اگر نه یه جایی هست که می ندازتشون بیرون. در آخر هم این چیزا که مخفی نمی مونه.
    یه بحث دیگه هم که مطرحه تقابل منافع است. اگر فامیل من در دانشگاه تقاضا بده، به طور بالقوه تقابل منافع بین من و دانشگاه پیش میاد. من وظیفه دارم که تقابل منافع رو به دانشگاه گزارش کنم. حتی اگر بعدا بدون دخالت من پسرخاله ام در دانشگاه پذیرفته بشه و من خبر داشته باشم و گزارش ندم، من مرتکب خطای اداری شدم.

    پاسخحذف
  3. حتی اگر در دوره‌ی دکتری پارتی بازی هم بکنن، یعنی مثلا دانشجوی خودشون رو به دانشجوی دانشگاه دیگری ترجیح بدن، کسی نمی تونه بگه که کدوم دانشجو دانشجوی بهتریه. یک امتحان به صرفه نمی تونه تعیین کنه کدوم دانشجو بهتره.

    پاسخحذف