حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۵ شهریور ۳, چهارشنبه

جامعه‌ی رباتی

جامعه‌ی رباتی جامعه‌ای بسیار خطرناک است. ربات‌ها مالیات نمی‌دهند و خرید نمی‌کنند. فرض کنید در یک بندر تمام کارکنان با ربات جایگزین شوند. مثلا تمام اغذیه فروشی‌ها و خواربارفروشی‌ها بسته‌ می شوند.

پ.ن.: بهانه‌ی این پست نامیدن خانم‌ها با لفظ «جنس مونث» توسط یکی از مراجع و ادامه‌ی کامنت ایشان بود. من فکر کردم که ایشان خانم‌ها را با ربات اشتباه گرفتند!

۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

توهم توطئه

از وقتی که یادم می‌آید، هر وقت ورزشکاران ایرانی در مسابقات شکست می‌خوردند، روزنامه‌ها و گزارشگران ورزشی این را القا می‌کردند که ابر و باد و مه و خورشید و فلک و داوران و فدراسیون و کنفدراسیون و آبدارچی سالن مسابقات در کار اند تا حق ورزشکاران ما را بخورند. بارها از گزارش‌گر ورزشی می‌شنویم که اگر ما در فلان کنفدراسیون کرسی داشتیم، فلان می‌شد و بهمان. لابد رئیس کنفدراسیون زیر کرسی گرم و نرم ما نشسته بود و به داوران تلفن می‌کرد که با کشتی‌گیر ایرانی امتیاز بیشتری بدهید. فقط باید فکری هم برای مسابقاتی که در تابستان هست کرد و مثلا در کنفدراسیون کولر گازی داشت.

 همین المپیک فعلی، کشتی‌گیر ایرانی با حالت شرم آوری جلوی رئیس تشک زانو زده که حقش را بگیرد. یا وزنه‌بردار ایرانی که در حرکت دوم سه چراغ سفید گرفته بود، با تغییر نظر داوران مجبور شد که در مدت کوتاهی حرکت سوم خود را انجام دهد که متاسفانه ناموفق بود.

وقتی فقط ورزشکاران ایرانی را از تلویزیون ایران با گزارش‌گران ایرانی تماشا می‌کنی، احساس می‌کنی تمام اشتباهات داوری علیه ایران است. اما وقتی تمام المپیک را از اول تا آخر نگاه می‌کنی، می‌بینی اشتباهات داوری شامل همه ورزشکاران می‌شود. بیشتر این ورزشکاران با متانت و البته با تاسف به رختکن می‌روند. همه‌ی این ورزشکاران سال‌ها برای این رویداد تمرین کرده‌اند؛ با این حال حاضر نیستند وجهه‌ی خود را با اعتراض خراب کنند.

گاهی هم ورزشکار اشتباه می‌کند و داوران تصمیم درست گرفته‌اند. مثلا در مورد همین وزنه‌بردار ایرانی، به محض انداختن وزنه در حرکت دوم و قبل از رای داوران، گزارش‌گر ان‌بی‌سی، که خودش وزنه‌بردار بوده، گفت آرنج وزنه‌بردار به طور کامل صاف نشد و نباید سه چراغ سفید بگیرد. وقتی سه چراغ سفید گرفت، گزارشگر تعجب کرد و گفت که داوران اشتباه کردند. و البته در نهایت نظر داوران برگشت. حالا فرض کنید که نظر داوران بازنمی‌گشت. آن وقت حق وزنه‌بردار گرجی که مدال طلا گرفت، یا وزنه‌برداران دیگر مدال‌ها ضایع می‌شد.


۱۳۹۵ مرداد ۲۰, چهارشنبه

مرگ به وسیله‌ی دخالت‌های بی مطالعه

می گویند شخصی در بازار اورشلیم وقتی عزرائیل را دید که به او زل زده است و درنتیجه فهمید عجلش نزدیک است، دوان دوان  به نزد حضرت سلیمان (ع) می‌رود که «ای پیامبر خدا! کرامت خود را نشان بده و مرا از فلسطین محو و در هند ظاهر کن تا عزرائیل رد مرا گم کند.» حضرت سلیمان (ع) هم اوکی داد و خواست مردک را عجابت کرد. فردای آن روز مرد در بازار دهلی در حال قدم زدن بود که عزرائیل بر او ظاهر شد و گفت مردک عجلت رسیده. مرد گفت «قبل از ستاندن جانم بگو که چرا در بازار اورشلیم به من زل زده بودی و چه گونه مرا در هند یافتی.» عزرائیل گفت «در عجب بودم که تو که اکنون در اورشلیم هستی، چگونه است که طبق برنامه‌ی کاری، قرار است جانت را یک روز بعد در دهلی بستانم.»

بخش زیادی از اشتباهات ما، از توقعات اشتباه است. مثلا دولت می‌خواهد به هر قیمتی شده همه را صاحب خانه کند، اما بدون مطالعه و درک این که چه چیز باعث می‌شود مردم صاحب‌خانه نباشند، برنامه‌هایی می‌ریزد و اجرا می‌کند که در نهایت موجب می‌شود افراد صاحبخانه، صاحب ِ خانه‌های بیشتری شوند. یا مثلا می‌خواهد بازار سهام را رونق دهد، نرخ سود بانکی را کم می‌کند که مردم مجبور شوند پولشان را در بازار سهام سرمایه‌گذاری کنند که اشتباه این دومین مثال را حتی یک بچه‌ی ۱۰ ساله هم می‌فهمد. مشکلات اقتصادی برای سیاست‌مدارانی که با رای مردم در راس کار قرار گرفته‌اند، مثل عزرائیل داستان ماست و آن سیاست‌مداران مثل آن مرد. تا نفهمیم که چرا عزرائیل به ما زل زده است، هر واکنشی ممکن است خطا باشد؛ مخصوصا این که از روی ترس و با عجله انجام شود.