حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۵ مرداد ۲۰, چهارشنبه

مرگ به وسیله‌ی دخالت‌های بی مطالعه

می گویند شخصی در بازار اورشلیم وقتی عزرائیل را دید که به او زل زده است و درنتیجه فهمید عجلش نزدیک است، دوان دوان  به نزد حضرت سلیمان (ع) می‌رود که «ای پیامبر خدا! کرامت خود را نشان بده و مرا از فلسطین محو و در هند ظاهر کن تا عزرائیل رد مرا گم کند.» حضرت سلیمان (ع) هم اوکی داد و خواست مردک را عجابت کرد. فردای آن روز مرد در بازار دهلی در حال قدم زدن بود که عزرائیل بر او ظاهر شد و گفت مردک عجلت رسیده. مرد گفت «قبل از ستاندن جانم بگو که چرا در بازار اورشلیم به من زل زده بودی و چه گونه مرا در هند یافتی.» عزرائیل گفت «در عجب بودم که تو که اکنون در اورشلیم هستی، چگونه است که طبق برنامه‌ی کاری، قرار است جانت را یک روز بعد در دهلی بستانم.»

بخش زیادی از اشتباهات ما، از توقعات اشتباه است. مثلا دولت می‌خواهد به هر قیمتی شده همه را صاحب خانه کند، اما بدون مطالعه و درک این که چه چیز باعث می‌شود مردم صاحب‌خانه نباشند، برنامه‌هایی می‌ریزد و اجرا می‌کند که در نهایت موجب می‌شود افراد صاحبخانه، صاحب ِ خانه‌های بیشتری شوند. یا مثلا می‌خواهد بازار سهام را رونق دهد، نرخ سود بانکی را کم می‌کند که مردم مجبور شوند پولشان را در بازار سهام سرمایه‌گذاری کنند که اشتباه این دومین مثال را حتی یک بچه‌ی ۱۰ ساله هم می‌فهمد. مشکلات اقتصادی برای سیاست‌مدارانی که با رای مردم در راس کار قرار گرفته‌اند، مثل عزرائیل داستان ماست و آن سیاست‌مداران مثل آن مرد. تا نفهمیم که چرا عزرائیل به ما زل زده است، هر واکنشی ممکن است خطا باشد؛ مخصوصا این که از روی ترس و با عجله انجام شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر