حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۶ مرداد ۱۸, چهارشنبه

جدایی مالکیت و مدیریت

یکی از اولین درس ها در فایننس این است که مدیریت و مالکیت باید از هم جدا باشند. مالکیت یک بنگاه اقتصادی ممکن هر سال دست به دست شود. اگر قرار باشد با هم تغییر مالکیت، مدیریت بنگاه هم تغییر کند، بنگاه اقتصادی ساختار خود را از دست می دهد. سهام بسیاری از بنگاه های اقتصادی بزرگ را می توان در بازارهای مالی معامله کرد. کافی است که بیش از نصف سهام یک شرکت را خرید تا بتوان در مدریت آن دخل و تصرف کرد. اختلال ناشی از تغییر مدیریت را می توان به وضوح در شرکت های دولتی که بعد از تغییر هر دولت و وزارت خانه دچار تغییر مدیریت می شوند به وضوح دید. شرکت های خصوصی از این امر مستثنی هستند، حتی اگر سهامی عام باشند. با وجود این که مالک بیش از ۵۰٪ سهام می تواند مدیریت را متحول کند، این کار را نمی کند چراکه سرمایه ی خود را نابود خواهد کرد. 

در ذم اهریمن-پنداری کالای لوکس

در مورد بدی استفاده از کالای لوکس، استدلالات منطقی چندانی وجود ندارد. بحث بدی کالای لوکس را همین جا رها می کنیم و به منافع وجود کالای لوکس می پردازیم. اولا باید مشخص کرد که مرز لوکس بودن چیست. آیا تاکسی تلفنی لوکس حساب می شود؟ آیا آی فون لوکس حساب می شود؟ ۴۰ سال قبل تاکسی تلفنی لوکس بود اما الان به یک وسیله ی معمولی تبدیل شده است. آی فون پنج سال قبل لوکس بود؛ الان طبقه‌ی متوسط اگر اراده کنند، آی فون دارند. اگر کالای لوکس دیروز رو بد بدانیم، کالای معمولی که کم کم دارد به ضرورت تبدیل می شود را از زندگی مردم حذف کرده ایم. امکانات پنج سال پیش یک خودرو لوکس، در همه ی خودروهای امروز وجود دارد. تکنولوژی به کار رفته در کالاهای وقتی ارزان تر می شود، فراگیر می شود. از همه مهم‌تر تکنولوژی هایی که ایمنی خودرو ها را افزایش می دهد. بنابراین لوکس یک قدم است بین عدم وجود تا فراگیری. ثروت مندان با خرید کالای لوکس تکنولوژی جدید را حمایت می کنند تا جایی که به فراگیری برسد. 
بنابراین، بار دیگری که یک نفر سوار لامبورگینی یا ماتزراتی دیدید، به جای حسادت تشکر کنید که این شخص در حال تست تکنولوژی هایی است که در آینده در خودرو شما استفاده خواهد شد.

۱۳۹۶ مرداد ۱۶, دوشنبه

نظریه‌ی قراردادها

نظریه‌ی قراردادها شاخه‌ای از اقتصاد است در باب مطالعه‌ی قرارداد بین یک صاحب کار و یک پیمان کار. فرض بر این است که صاحب کار قاعدتا نمی تواند به تمام جزئیات کار واقف باشد، چون اولا متخصص نیست؛ دوما مثلا یک شرکت بزرگ کارهای فراوانی دارد که نمی‌تواند همه‌ی آن ها را خودش انجام دهد. برعکس پیمان کار تمام جزئیات را می بیند. مثال ساده مثل این است که یک مغازه دار کسی را برای گرداندن مغازه اش استخدام کند. مثال کاربردی تر این است که یک شرکت بیمه قرارداد بیمه عرضه کند. به طور کلی، صاحب کار یک قرارداد مدت دار یا بی مدت به پیمان کار عرضه می کند و اگر پیمان کار قرارداد را بپذیرد، صاحب کار مطابق قرارداد موظف به پرداخت حقوق به پیمان کار است. در عوض نتیجه‌ی تلاش پیمان کار به صاحب کار خواهد رسید.
احمقانه است اگر صاحب کار به پیمان کار مبلغی ثابت بدون شرط را قول دهد. معمولا قرارداد بهینه چیزی است که  مقدار پرداختی به پیمان کار را تابعی از  یک شاخص  خروجی کار در نظر می گیرد. با این وجود، برای صاحب کار بسیار سخت (حتی تقریبا غیر ممکن) است ببیند مثلا  خروجی کار به این علت پایین است که بازار کساد است یا پیمان کار کم کاری می کند یا پیمان کار دزدی می کند. نکته ی مهم این است که حتی بازرسی پیمان کار هم تقریبا کار نمی کند، حتی اگر سرزده باشد. در عوض ایجاد فرصت اقتصادی برای پیمان کار، بهترین کاری است که می توان برای اطمینان از حسن انجام کار کرد. برای همین صاحب کار باید قرارداد رو طوری تنظیم کند که مانع رفتارهای مضر پیمان کار شود. 
به عنوان یک مساله ی ریاضی، رابطه‌ی بین صاحب کار و پیمان کار یک بازی است. تفاوت این بازی با سایر بازی هایی که در نظریه‌ی بازی ها بحث می شود این است که مادامی که صاحب کار قرارداد را عرضه کرد، از بازی خارج می شود و کنترل کامل بازی در دست پیمان کار است. بنابراین، برای صاحب کار باید برای هر قرارداد، خودش را جای پیمان کار بگذارد تا رفتار پیمان کار و در نتیجه خروجی کار را  پیشبینی کند. به این شکل می تواند قراردادی بهینه پیدا کند که اگر به پیمان کار عرضه شود، خروجی آن برای خودش مطلوب است.
نکته ی مهم این است که اگر در بررسی یک قرارداد معلوم شود که رفتار احتمالی پیمان کار دزدی مبلغی از خروجی کار است، می توان به اضافه کردن آن مبلغ به سهم پیمان کار، از دزدی جلوگیری کرد. مثلا اگر در جایی رشوه رایج است، می توان با تعریف کارمزد، مبلغ رشوه را از ارباب رجوع دریافت کرد و به حقوق کارمند اضافه کرد. در این صورت انگیزه‌ کارمند برای دریافت رشوه از بین می رود.
نظریه‌ی قراردادها هم در اقتصاد و هم در ریاضیات موضوعی سخت محسوب می شود. در اقتصاد مقالات بسیار زیادی در این باب نوشته شده است. بیشتر این مقالات در زمان گسسته مساله را بررسی کرده اند. حدود ده سال پیش یک اقتصاد دار از پرینستون به نام یولیی سانکف یک راه حل هوشمندانه برای حل مساله در زمان پیوسته ارائه کرده است که برخی  ریاضیدانان را به بررسی موضوع علاقه مند کرده است. از این نظر، روش سانکف در زمان پیوسته می تواند موضوع تحقیق جدیدی باشد.
یکی از روش‌های رایج برای حل  بازی بین صاحب کار و پیمان کار این است که مساله را به یک مساله ی کنترل تنزیل می کنند تا بتوانند آن را حل کنند. به این روش «عمل هدفبندی شده» می گویند. این روش در زمان گسسته به خوبی مطالعه و بررسی شده است. اما در زمان پیوسته به تازگی و تنها بعد از مقاله‌ی سانکف کارهای جدیدی ارائه شده است. اگر کسی قصد تحقیق جدی در این زمینه جدید را دارد، باید نظریه ی کنترل تصادفی و فرایند ها تصادفی زمان-معکوس را یاد بگیرد. از آن جا که ریاضیات مساله تا حدی سخت است و اقتصاددانهای زیادی حوصله ی پیچیدگی های آن را ندارند، پیشرفت های اخیر نظریه ی قراردادها می تواند فرصت خوبی برای  ریاضیدانان باشد.